![]() |
![]() |
|
| بخشندگی را از درخت بياموز که حتي سايه اش را از هيزم شکن دريغ نميکند!! |
|
شدت زمین لرزه
نگاه اجمالی: در هنگام وقوع زلزله بارها با کلمه مقیاس ریشتر مواجه میشویم. شاید کلمه مقیاس مرکالی هم به گوشتان رسیده باشد. هر چند که کمتر مورد استفاده قرار میگیرد. این دو مقیاس قدرت یک زلزله را از دو جنبه مختلف بیان کنند. از مقیاس ریشتر برای بیان بزرگی یک زمین لرزه یعنی مقدار انرژی آزاد شده طی یک زمین لرزه استفاده میشود. مقیاس ریشتر: اطلاعات مورد نیاز برای محاسبه بزرگی زمین لرزه را از لرزه نگار به دست میآورند. مقیاس ریشتر لگاریتمی است یعنی افزایش یک واحد در مقیاس ریشتر نشان دهنده افزایش ده واحدی در دامنه موج است. به عبارت دیگر دامنه موج در زلزله 6 ریشتری ده برابر دامنه موج زلزله 5 ریشتری است و دامنه موج 7 ریشتر 100 برابر زلزله 5 ریشتری است. مقدار انرژی آزاد شده در زلزله 6 ریشتری 7.21 برابر زلزله 5 ریشتری است. بزرگترین زلزله ثبت شده: بزرگترین زلزله ثبت شده 9.5 ریشتر شدت داشت، هرچند که مطمئناً زلزلههای شدیدتری در تاریخ طولانی زمین روی داده است. عمده زلزلههایی که روی میدهد کمتر از 3 ریشتر قدرت دارند. زمین لرزه هایی که کمتر از 4 ریشتر شدت داشته باشند، نمیتوانند ویرانیهای چندانی به بار آورند. زلزله هایی که 7 ریشتر یا بیشتر قدرت داشته باشند، زلزله های شدیدی محسوب میشوند. مقیاس ریشتر فقط یکی از عواملی است که تبعات یک زلزله را بیان میکند. قدرت زلزله: قدرت تخریبی یک زلزله علاوه بر قدرت آن به ساختار زمین در منطقه مورد نظر و طراحی و مکان سازههای ساخت بشر بستگی دارد. میزان ویرانیهای به بار آمده را معمولاً با مقیاس مرکالی بیان میکنند. دانشمندان میتوانند درجه مقیاس ریشتر را درست پس از زمین لرزه و زمانی که امکان مقایسه اطلاعات از ایستگاههای مختلف زلزله نگاری به وجود آمده، معین کنند. اما درجه مرکالی را نمی توان به این سرعت مشخص کرد و لازم است که محققان زمانی کافی برای بررسی اتفاقاتی که حین زمین لرزه روی داده است، در اختیار داشته باشند. هنگامی که تصور دقیقی از میزان خسارت های وارده به عمل آمد، می توان درجه مرکالی مناسب را تخمین زد. آثار زلزله:هنگامی که زلزله اتفاق می افتد از خود آثاری به جا می گذارد ،این آثار به شرح زیر است : لرزش زمین وتخریب ساختمانها : در اثر زلزله زمین به ارتعاش در می آید وهنگامی که ارتعاشات شدید باشد ،باعث تخریب ساختمانها می گردد. میزان تخریب ساختمانها تابع کیفیت کارهای ساختمانی ، ترکیب خاک ،خصوصیات تکانهای زمین لرزه ، نیرو وجهت تکان می باشد. تکانهای قائمی که درمرکز بیرونی در نزدیکیهای آن مشاهده می شود ، کمتر از قطار امواجی که از مشخصات نواحی مجاور است ، موجب خسارت می گردد .امواج تولید شده به شدت به ساختمانهای ، بویژه دیوارهایی که به موازات آن است آسیب می رساند . این امواج دیوارها را بالا برده وبه آنها پیچ وتاب می دهد . امواجی که تحت زاویه 45 تا55 درجه به زمین می رسند خرابیهای شدیدی معمولاًبه بار می آورد. سرعت موج در سنگهای سخت خیلی بیشتر از سنگهای سست ونرم است . امواج در طبقات ضخیم سنگهای سست ونرم مانند آبرفتهای دره ها ضعیف می گردند و حتی ممکن است از بین بروند .اما طبقه نازکی از سنگهای سست بر روی سنگهای سخت نمی تواند لرزه ها وامواج را مستهلک کند لذا طبقه مزبور ازروی سنگی که برروی آن قرار گرفته است بطور ناگهانی جستن می کند .در این صورت میزان تخریب بیشتر از ساختمانهایی است که روی طبقه سخت است . ساختمان سنگ نیز برروی موج می تواند بدینگونه تاثیر داشته باشد که امواج در جهت چین ها وطبقات سریعتر از جهت عمود بر آن انتشار می یابند. معمولاًخطرناکتر ازهمه کهریزهای سنگ ، طبقات نازک آبرفتها در ته دره ها ،سپس باتلاقها ، توربزارها ودر یاچه هایی که گیاهان آن را فراگرفته اندمی باشد . خطر زمین های خشک از زمین های اشباع شده از آب کمتر است.جنس مصالح ساختمانی نیز موثر است . ساختمانهای خشتی در مقابل ساختمانهایی که از آجر وملاط خوب ساخته شده باشندمقاومت کمتری از دارند. اسکلت بندی ، نوع مصالح ساختمانی ،طراحی ساختمان نیز از عوامل موثر در میزان تخریب ساختمان هستند. معمولاً تخریب ساختمانها به صورتهای مختلف صورت می گیرد مثل فرو افتادن کتیبه ها ، دود کش ها ، بالکن ها ، تیغه ها تغییر شکل و فروافتادن بام پوش ها ، جابجائی تیرهای اصلی بام، ستونها ، چدا شدن اتصالات ، ترک خوردن دیوارها بصورت افقی،عمودی، قطری ، فروریختن راه پله ها ،بالکن ها و غیره. تخریب ساختمانها ممکن است همراه با ایجاد حریق و آتش سوزی بر اثر انفجار لوله های گاز ،اتصالات برقی باشد. بنابراین آثار تخریبی ساختمانها در هنگام زلزله نتیجه ارتعاشات سطح زمین ومربوط به نتایج غیر مستقیم آن است . چراکه اگر مرکز زلزله در مکانهای بسیار دور از مکانهای جمعیتی اتفاق افتد هیچ تخریب وحسارتی نخواهد داشت. همه تلفات وخسارات نتیجه آثار ثانوی زلزله است یا نتیجه تخریب ساختمانها و زیر آوار ماندنها است یا حریقهای بعداز زلزله است . صداهای زلزله : دراغلب موارد زلزله ها با صداهای خاصی همراه است که ایجاد وحشت می کند البته این صداها به غیر از صدای ناشی اززلزله است. تولید صداهای زلزله بخاطر ایجاد امواج ارتعاشی است که در اثرزلزله بوجود می آیند .صداهای زلزله در بعضی موارد شبیه رعد ، صدای صفیر باد یا خمپاره ، غلغل آب جوش ، انفجار گلوله های بزرگ توپ ، چرخهای قطار می باشد .صداهای زلزله گاهی جلوتر از موجهای زلزله است ولی ممن است نسبت به آن تاخیر داشته باشد .ممکن است صدای شدید زیر زمین هیچ زلزله ای را در پی نداشته باشد یا همراه زلزله ای خفیف باشد نورهای زلزله : در هنگام وقوع بعضی زلزله ها آثار نورانی مختلفی از خود مثل نور افشانی آسمان برق ، جرقه های نور وامثال ان دیده شود. اگر چه پاسخ مناسبی برای آن داده نشده ویا نیافته اند همانند نورهای که در مناطق کوهستانی ویا سطح دریا ها که جمعیت نیست مشاهده شده است ولی به عقیده دانشمندان این نورها اثرات ثانوی زلزله است به خصوص در سطح مراکزمسکونی وشهرها. لرزش های دریا یا تسونامی : زمانی که کانون زلزله در کف دریا یا نزدیک آن باشد ، امواج متعددی را درآب تولید می کند که به نام تسونامی معروف است . این امواج به بدنه کشتی ها برخورد وموجب ارتعاش آنها می گردد.اگر تکان قائم باشد ، کشتی ناگهان بالاآمده وبعد پایین می رود وتحدبی درآب مشاهده می شود . گر مرکز بیرونی نزدیک کرانه باشد ، درهنگام نخستین تکان آب دریا عقب می رود وسپس با موجی قوی به ساحل می ریزد وموجب تخریب و زیانهای شدید می شود . تغییر مشخصات آب چشمه ها : به علت وقوع زلزله معمولاً در وضع چشمه ها وچاهها تغییراتی بوجود می آید . چراکه بر اثر ارتعاش مجاری زیررمینی آب تنگ یا گشاد ویا مسدود می گردد . چراکه هنگام زلزله طبقات زمین جابجا می گردد . ممکن است چشمه ها ی جدید ایجاد گردد یا به علت لغزش های زمین ممکن است مجاری قدیمی آب بسته شود ودر جائی دیگر جاری شود یا طبقات نفوذ ناپذیری که طبقات آبدار روی آنها قرار دارد شکاف بردارد وآب به اعماق زمین رفته وموجب خشکیدن چشمه ها گردد. دمای آب چشمه ها ممکن است براثر مخلوط شدن با چشمه های معدنی دیگر تغییر نماید چنانکه در سوئیس اتفاق افتاد. ایجاد شکاف وگسل : هر نوع زلزله ای ، هراندازه کم اهمیت باشد باز شکافهایی در پوسته زمین ایجاد می کند و در ناحیه مرکز زلزله بیشتر مشاهده می شود .شکافها گاهی بصورت شعاعی از یک مرکز می باشد اما بیشتر بی نظم بوده ودر جهات مختلف پراکنده است.شکاف دردامنه کوهها در جهت دامنه ودر کرانه ودر طول آن ایجاد می شود . پهنای شکافها از 20سانتیمتر تا 10یا15 متر هم مشاهده شده است وطول چند کیلومتر .این شکافها با نخستین تکانها بوجود می آید وممکن است در تکانهای بعدی بیشتر شود .گاهی گسله ها ی هم ایجاد شده است نمونه گسل سن اندریاس 1906. اگر شکافها از آبرفتهای کف دره یا دشت عبور کند در عمقی از این آبرفت آب وجود داشته باشد با خود گل وگاهی گازهایی راکه در هوا مشتعل می گردد ،خارج می شود. زمین لغزش : این پدیده عمدتاً توسط زلزله ایجاد می شود ودر اثرآن حجم بزرگی از خاک وسنگ در مناطق دارای شیب تند به سمت پائین حرکت می کند البته بعضی از آنها ناشی از اشباع منطقه از آب می باشد . این پدیده می تواند خطرات زیادی مثل مدفون نمودن روستاها یا شهرها زیر خروارها خاک وسنگ ایجاد نماید .( زمین لغزه پورت رویال جامائیکا 1962 )در بعضی مناطق زمین لرزه منجر به فرونشستن زمین به عمق 60 متر هم شده است در لیسبون در 1755اسکله ای با جمعیت زیاد فرو نشست . سنگریزش هم گاهی وقتها ناشی از زلزله است. آبگونگی یا روانگرایی: اگر در عمق کمتر از 8 متری سطح زمین خاک از ماسه های یکدست سستی که ازآب اشباع است تشکیل شده باشد ، ممکن است در اثر زلزله شدید رفتار این خاک مانند رفتار یک سیال باشد. یعنی خاک بصورت فوران وجوشش گل وماسه در سطح زمین پدیدار می گردد ، درنتیجه اگر ساختمانی بر روی این زمین واقع باشد ، فرو می ریزد. رویداد زلزله در شهرهای بزرگ مثل تهران می تواند یک تراژدی غم انگیز ایجادنماید که خاطره این تراژدی برای سالها دراذهان باقی بماند .زیرا زلزله می تواند تاسیسات حیاتی مهم مانند بیمارستانها مراکز آتشفشانی ،امداد وغیره را بخطر اندازدویامنجر به به قطع برق ،آب، تلفن، گاز ویاویرانی ساختمانها ،راهها ، خیابانها وبسته شدن آنها شود.که خود این عوامل می تواند خسارات اقتصادی ،اجتماعی ،روانی مهلکی ایجادنماید. چند عامل وجود دارد که شهرها رادرمقابل زلزله آسیب پذیر می نماید.نوع ساختمانها ومصالح وفرم واسکلت بندی بکاررفته درآنها ،نوع جنس وساختمان زمین زیر شهر ،تراکم جمعیت شهر . درعوض وجود عواملی می تواندخطرات وخسارات ناشی ازرلزله را کاهش دهد مثل پارکها ، فضاهای باز، وجود مراکز امدادی مناسب ، بیمارستانها ، آتش نشانیها ، شبکه های حمل وارتباطی مناسب ، همکاری مناسب بین مردم وآموزشهای لازم قبل از زلزله . استفاده مناسب از مراکز امدادی ،آموزشی ، تفریحی برای اسکان زلزله زدگان. پیش بینی زلزلهمنظور از پیش بینی زلزله یعنی اینکه زلزله در کجا و چه زمانی و با چه قدرتی ممکن است اتفاق بیافتد . اینکه زلزله ها در کجا رخ میدهند امروز کما بیش قابل پیش بینی است . اما اینکه کی و با چه قدرتی هنوز در پرده ابهام است . با اینکه انسان در صدد پیش بینی حوادث طبیعی از جمله زلزله با توجه به قرائن هست و از آروزهای بشر محسوب می شود اما هنوز دانشمندان نا امیدانه در تلاشند تا راهی برای پیش بینی حوادث کنترل نشدنی چون زلزله بیابند. سابقه پیش بینی زلزله بر می گردد به زمان امپراطوریهای چین که از منجمین می خواستند تا زلزله ها را یش بینی نمایند چرا که در تصور مردم چین زلزله نشانه خشم خداوند بر امپراطور است. امروز کشورهای پیشرفته و صاحب علم ودانش دانشمندان خود را موظف نموده اند تا دراین زمینه دست به کاوش بزنند ولی هنوز به نتایج امیدوار کننده نرسیده اند .در هر حال پژوهشگران با تحت نظر قرار دادن تغییرات ژئو فیزیکی ، ژئو شیمیایی ، زیست شناختی در مناطقی که احتمال زلزله می رود سعی کرده اندبه شواهد علمی دست یابند . اگر چه پاره ای از زلزله ها با توجه علائم از قبل پیش بینی شد واز خطرات ان کاسته شد اما وجود همان علائم در جای دیگر یا عدم وجود هر یک از علائم فوق نتوانسته موفقیت آمیز باشد. یکی از علائمی که در پیش بینی مورد استفاده قرار می گیرد تجزیه و تحلیل پس لرزه ها است . چنانکه در شهر اورویل کالیفرنیا زلزله سنج ها تعداد زیادی از زلزله ها ی کوچک و معینی با بزرگی 4.7 را ثبت کرده بودند و تعداد زلزله های کوچک در حال افزایش بود و بر همین اساس متخصصان توانستند زلزله را پیش بینی نمایند و در اوت 1975 زلزله ای با بزرگی5.7 اتفاق افتاد . با وجود این زلزله های مرگباری اتفاق افتاده اند که ازقبل زلزله های نداشته اند و یا درمناطقی که یک دوره آرامش فعال را پشت سر گذاشته اند زلزله ای اتفاق افتاده است. در هر حال برای پیش بینی زلزله وجود علائمی لازم است : کاهش لرزش های کوچک زمین : لرزش های دائمی زمین توسط دستگاههای زلزله نگار ثبت می شوند. علت این امر افزایش حجم سنگ قبل از گسیختگی است که منجر به ایجاد درزها و شکافها در داخل سنگ می شود واین در باعث می شود تادر سنگ در معرض تنش خواص فیزیکی متفاوتی پدید آید که کاهش امواج زلزله وتغییر سرعت انتشار از اهم آنها است که بنا بر فرضیه انبساط است که سبب کاهش امواج زلزله می شود ولی هدایت الکتریکی و قابلیت نفوذ افزایش می یابد . تغییر شکل پوسته زمین: اکثر زلزله ها ی بزرگ در اثر شکستن ناگهانی بخشی از پوسته جامد زمین که مانع از حرکت آزاد ورقه های تشکیل پوسته شده اند ، ایجاد میگردد . لذا بر اساس نظریه فوق نقاط مشخصی روی زمین نسبت به یکدیگر تغییر مکان نسبی می دهند و هرچه به زمان شکستن سنگها نزدیکتر می شود دراین وضعیت تغییراتی ایجاد می شود . تغییر سطح آب چاهها :این تغییر بر اثر تغییر دما و در اثر کاهش یا افزایش فشار بر حفره های خاک بوده که باعث پائین رفتن سطح آب چاه یا فوران آب یا خشکیدن سطح چاه و چشمه یا تغییر دمای آن می شود . افزایش فاصله زمین در محل شکستگی ها و گسل ها : با اندازه گیری فاصله بین شکستگیها و کنترل شکاف گسل ها با استفاده از دستگاههای اندازه گیری دقیق یا عکس ها ی ماهواره ای و هوائی می توان به تغییرات درون زمین پی برد. تغییر دمای زمین وخروج گازها : تغییر دمای زمین وخروج گازهایی مثل رادون و آرگون که سبب خارج شدن حیوانات از سوارخها و لانه های خود می شود. تغییرات شیمیایی در آب چشمه ها و تغییرات شدید در گازهای طبیعی خروجی از زمین نیز می تواند از علائم زلزله باشد. تغییر مقاومت الکتریکی در سطح زمین : تغییر در ویژگیهای زمین مانند میدان مغناطیسی ومیدان الکتریکی رفتار حیوانات : مارها به سطح زمین می آیند . خرگوشها و موشها از لانه های خود فرار می کنند . حرکات عجیب و غریب اسب ها و خوکها غیره گرچه این حرکات از نظر علمی مشخص نیست . شاید ارتعاشات و امواج را حس می کنند. |
|
+ نوشته شده در
88/08/12ساعت 6:10 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
وقتي ايران هست خليج يعني فارس تاريخ مي لرزد از خشم قوم پارس جز اين اگر باشد خليج ابي نيست بي سايه ايران غيراز سرابي نيست تا ميهن کاوه تابوت ضحاک است اين سرزمين از هر اهريمني پاک است صدها هزار ارش جان در کمان دارند تيري اگر کاريست اين عاشقان دارند وقتي هويت را در نام مي جويد هر بي نشان ناچار صد ياوه مي گويد چيزي که در صلح است از جنگ مي خواهد قدرت اصالت نيست فرهنگ مي خواهد ماوارث کوروش فرزند جمشيديم.
|
|
+ نوشته شده در
88/06/06ساعت 5:43 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
فاصله دخترک تا پیرمرد یک نفر بود، روی نیمکتی چوبی، روبروی یک آبنمای سنگی. پیرمرد از دختر پرسید: - غمگینی؟ - نه. - مطمئنی؟ - نه. - چرا گریه می کنی؟ - دوستام منو دوست ندارن. - چرا؟ - چون قشنگ نیستم - قبلا اینو به تو گفتن؟ - نه. - ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم. - راست می گی؟ - از ته قلبم آره دخترک بلند شد پیرمرد رو بوسید و به طرف دوستاش دوید، شاد شاد. چند دقیقه بعد پیرمرد اشک هاشو پاک کرد، کیفش رو باز کرد، عصای سفیدش رو بیرون آورد و رفت... |
|
+ نوشته شده در
88/05/03ساعت 0:59 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
عروس لوس: بع..........له... عروس زيادي مؤدب : با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، ...(اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن...) عروس خارج رفته: با پرميشن گريت ترهاي فميلي ... عروس خجالتي: اوهوم (قابل توجه بعضيا) عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين بزغاله (اشاره به داماد) آره.... وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است)) عروس رشتي : اووو اگر اهالي محل موافقند بنده مخالفتي ندارم عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود کيميايي، ...، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ، شيرعلي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش ، مرحوم مغفور گري گوري پک و ... آري ميپذيرم که به پاي اين اتللوي خبيث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ... عروس داش مشتي: با اجزه بروبکس مُجلي نيست من که پايه ام ... (با عرض تشکر از داش اسي عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين ... اعوذ با... منم شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم .... الي آخر .... ( و در آخر ) نعم
|
|
+ نوشته شده در
88/04/08ساعت 11:0 قبل از ظهر توسط سعید |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
88/03/03ساعت 12:8 بعد از ظهر توسط سعید |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
88/02/13ساعت 6:43 بعد از ظهر توسط سعید |
|
دانستن لیست "ترین ها" همواره از جمله مطالبی بوده است که علاقمندان زیادی برای خود دارد و یکی از این لیست ها، لیست پولدارترین افراد است که همواره در حال تغییر و تحول است. |
|
+ نوشته شده در
88/02/02ساعت 7:31 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
عصر ایران- پرتره باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا اثر یک هنرمند ایرانی منقش به یکی از اشعار زیبای سعدی به کاخ سفید ارسال شد.
به گزارش عصر ایران (asriran.com) به نقل از پایگاه مرکوری نیوز، خانم «فریبا نژاد»، هنرمند ایرانی ساکن آمریکا و رئیس باشگاه زنان ایرانی در شهر «کوپرتینو» واقع در ایالت کالیفرنیا، یک نقاشی از تصویر اوباما که در کنار آن شعر زیبای «بنی آدم اعضای یکدیگرند ...» اثر سعدی به زبان های فارسی و انگلیسی نقش بسته است را به کاخ سفید فرستاد. این تابلو در ماه ژانویه توسط باشگاه زنان ایرانی به عنوان هدیه تبریک انتخاب اوباما به ریاست جمهوری به شورای شهر کوپرتینو عرضه شد و پس از چند ماه وقفه اکنون مترصد ورود به کاخ سفید است. به گفته فریبا نژاد، وی مدت 70 ساعت برای تکمیل این اثر صرف کرده است. این هنرمند ایرانی و دوستش در ماه نوامبر گذشته به مدت دو هفته تمام بر روی این اثر کار کردند.
![]() وی با اشاره به شعر معروف سعدی می گوید: "همه ایرانی ها با این شعر آشنا هستند. پدربزرگ های ما این شعر را برای ما می خوانند. این شعر حامل پیام ارزش های انسانی، توجه به دلسوزی، ترحم و پذیرش تنوع نژادی است." این هنرمند ایرانی با بیان اینکه این تابلو نماد باور اعضای باشگاه متبوعش به اوباما است و به عنوان هدیه ای به او عرضه شده اضافه کرد: "ایران یک ملت متمدن است که در آن اقوام مختلف با فرهنگ های متنوع در کنار هم زندگی می کنند، این پیام احترام، اعتماد و پذیرش فرهنگ های مختلف را می رساند." اوباما روز 19 مارس در یک پیام ویدئویی، فرا رسیدن نوروز را به ایرانیان تبریک گفت و در پایان نطق خود شعر معروف «بنی آدم اعضای یکدیگرند...» را خواند. |
|
+ نوشته شده در
88/01/26ساعت 12:19 بعد از ظهر توسط سعید |
|
دربار هخامنشي ايران در مارس 401 پيش از ميلاد، يك هفته مانده به نوروز تصميم گرفت كه به دليل قرارداشتن كشور در لبه پرتگاه جنگ داخلي ناشي از مخالفت كوروش كوچك با شاه شدن برادرش اردشير دوم، مراسم نوروز آن سال به طور خصوصي برگزار شود و مراتب به بزرگان کشور اطلاع داده شود كه مراسم عمومي در دربار برگزار نخواهد شد. ساختمان تخت جمشيد هنوز تكميل نشده بود و دربار در گوشه اي از آن جاي داشت.كوروش كوچك (جونيور _ عنواني است در برابر كوروش بزرگ) فرمانرواي آناتولي و ايوني كه خود را شايسته تر از برادر مي دانست كه به پادشاهي انتخاب شده بود در همين سال با سپاهي از جمله ده هزار مرسنر (نظامي اجير) يوناني عازم جنگ با برادر شد كه در كاناكسا (عراق جنوب غربي) شكست خورد و جان باخت. گزنفون ژنرال يوناني كه سربازان خود را از اين جنگ از راه كردستان (عراق امروز) به وطن باز گردانيد كتابي در اين زمينه نوشته كه عنوان آن را «عقب نشيني ده هزارنفري» گذارده اند. عكس بالا، تالار پذيرايي عمومي تخت جمشيد را در وضعيت موجود نشان مي دهد. اين تالار قبل از سال 401 پيش از ميلاد ساخته شده بود. اعضاي خاندان هخامنشي هر كجاي كشور كه بودند نوروز و بهار را در تخت جمشيد بسر مي بردند. |
|
+ نوشته شده در
88/01/16ساعت 8:30 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
اولین پیام رسیده از ماهواره امید: زهمین گرد است. |
|
+ نوشته شده در
87/12/15ساعت 11:22 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
چون رشته ی تحصیلی خودم یه جورایی به عمران مربوط میشد گفتم خالی از لطف نیست گریزی هم به مسایل عمرانی بزنیم
در زبان انگلیسی به مهندسی عمران Civil Engineering اطلاق میشود که Civil به معنی تمدن و از همان ریشه کلمه Civilization است. پس میتوان نتیجه گرفت همانطور که از اسم این رشته پیداست، مهندسی عمران یعنی مهندسی تمدن! و تقریبا بیش از سایر رشتههای مهندسی به جامعه نزدیکتر است
محققان وزارت جهادكشاورزي موفق شدند با استفاده از فناوري نانو نوعي بتن موسوم به «بتن سبز» توليد كنند. اين بتن علاوه بر اين كه در مقايسه با بتن هاي معمولي از مقاومت به مراتب بيشتري برخوردار است، خاصيت فتوكاتاليستي ايجاد شده در آن امكان حذف آلاينده هاي خطرناك موجود در آب وهوا را نيز فراهم كرده است تا جايي كه از اين نوع بتن مي توان براي تصفيه كامل آب وهوا در سطح گسترده استفاده كرد. محققان اين طرح، همچنين پيش بيني مي كنند كه در صورت وسعت بخشيدن به اين طرح حتي اين امكان وجود دارد كه بتوان آب هاي فاضلاب را نيز به آب شرب تبديل كرد. ايران پس از آمريكا و ژاپن سومين كشور جهان محسوب مي شود كه به اين فناوري دست پيدا كرده است. مهندس احساني، مجري طرح در گفت وگو با خراسان در مورد جزئيات پروژه گفت: اين بتن با استفاده از نانو ذرات دي اكسيدتيتانيوم توليد شده است و با استفاده از اكسيدسيليس مقاومت بتن را از نظر خواص مكانيكي و استحكام و دوام افزايش داديم تا در عين حال بتن خاصيت فتوكاتاليستي نيز پيدا كند. وي اضافه كرد: در بعد خواص مكانيكي از نظر دوام موفق شديم با به كاربردن نانو مواد به ٤٠ درصد افزايش مقاومت فشاري و ٦٠ درصد افزايش مقاومت كششي در مقايسه با بتن هاي معمولي دست پيدا كنيم.
براي ايجاد خواص فتوكاتاليستي نيز٢ مرحله اجرا كرديم اول اين كه بتن را با نانوذرات دي اكسيد تيتانيوم پوشش داديم و دوم اين كه درصدي از اين نانوذرات را جايگزين درصدي از سيمان به كار رفته در بتن كرديم. درحالت اول كه بتن را با نانوذرات پوشش داديم بتن خاصيت فتوكاتاليستي يا خاصيت اكسيدكنندگي ذرات آلي را پيدا كرد و در نتيجه آزمايش هاي ما اين بتن در عرض ٤٨ساعت آلاينده استاندارد «رودامين» را به خوبي تخريب كرد و نشان داد كه در حد قابل توجهي خاصيت اكسيدكنندگي دارد. مهندس احساني همچنين تصريح كرد: با توجه به اين كه در حال حاضر درصد زيادي از آلاينده هاي ما مانند آلاينده هايي كه از پساب هاي صنعتي بيرون مي آيند يا گازهايي مانند NO و يا NO2 كه از خروجي اگزوز موتورها خارج مي شوند از نوع آلي هستند، خاصيت اكسيدكنندگي ذرات آلي اين بتن، به خوبي مي تواند اين نوع آلاينده هاي موجود در هوا را از بين ببرد. وي گفت: در واقع اين بتن خاصيت اكسيدكنندگي دارد و هر ذره آلي كه در مجاورت آن قرار گيرد، اكسيد مي شود و اين اكسيدشدن باعث تجزيه آن مي شود و ماده مزبور پس از تجزيه شدن خاصيت ميكروبي خود را از دست مي دهد. وي خاطرنشان كرد: حالت دومي كه ما براي اين نوع بتن درنظر گرفتيم، اين بود كه در اين نوع بتن درصدي از نانوذرات را جايگزين درصدي از سيمان كنيم كه البته نتايج اين مرحله در دست بررسي است كه در صورت موفقيت آميزبودن اين مرحله از آزمايش، اين نوع بتن در سازه هاي بتن آرمه، مانند پل ها، اسكله هاي بنادر، ساختمان هاي بلندمرتبه و حتي ساختمان هاي ضدانفجار به كار گرفته خواهد شد. ضمن آن كه از خاصيت فتوكاتاليستي اين نوع بتن مي توان در پروژه هاي خطوط انتقال آب در كشاورزي و در شهرها به عنوان تصفيه كننده آب استفاده كرد. چرا كه اين خاصيت ويژه فتوكاتاليستي بتن باعث مي شود تا آبي كه از اين بتن در حال عبور است، به طور كامل تصفيه شود. وي تاكيد كرد: تجربه هاي موفق اين كار را مي توان در كشورهاي آمريكا و ژاپن مشاهده كرد، در اين كشورها ازاين نوع بتن به صورت پنل هاي بزرگ در كنار بزرگراه ها استفاده مي شود تا هواي محيط از گازهاي خطرناك مانند گاز NO و NO2 حاصل از تردد خودروها تصفيه شود. وي گفت: اين نوع بتن صرفا از نظر خاصيت فتوكاتاليستي در كشورهايي مانند آمريكا و ژاپن داراي نوع مشابه است اما از ابعاد ديگري مانند دوام و مقاومت الكتريكي و خاصيت تصفيه كنندگي آب، كاملا منحصر به فرد است. وي اضافه كرد: در صورت كاربردي شدن اين طرح ها در آينده مي توانيم كانال هاي كشاورزي بسازيم كه بتواند آب هايي را كه از مقطع اين كانال عبور مي كند، تصفيه كند تا آب سالم تري در حوزه كشاورزي به گياه برسد و اميدواريم كه همچنين از اين بتن بتوانيم در نماي ساختمان ها و در كنار بزرگراه ها براي تصفيه هوا استفاده كنيم. وي با بيان اين كه استفاده از نانوذرات تيتانيوم در ساخت اين نوع بتن باعث مي شود تا ظاهر بتن از رنگ خاكستري به رنگ سفيد تغيير كند، گفت: اين موضوع نيز از محاسن ديگر اين نوع بتن است كه نماي بهتري را در ساختمان ها و سازه ها ايجاد مي كند. از مهندس احساني سوال مي كنم كه اصطلاح «بتن سبز» بر چه اساسي براي اين نوع بتن استفاده شده است، وي مي گويد: ما در ساخت بتن زماني اين اصطلاح را به كار مي بريم كه از سيمان كمتري در پروژه ها استفاده شود بنابراين در پروژه هاي ساخت بتن اصطلاح «Green Technology» به كار مي رود بتني كه بر اين اساس توليد مي شود، «بتن سبز» خوانده مي شود علت اصلي اين موضوع آن است كه اصولا پروسه توليد سيمان براي محيط زيست يك پروسه آلوده كننده است به همين دليل هرچه مصرف سيمان كاهش يابد درصد آلايندگي نيز كاهش خواهد يافت. وي در خصوص توليد اين نوع بتن در مقياس صنعتي نيز خاطرنشان كرد: درحال حاضر قيمت نانوذرات مورد استفاده در اين پروژه بسيار زياد است ضمن آن كه ما ناچار شديم كه اين نانوذرات را از خارج از كشور خريداري كنيم كه چنان چه زمينه هاي توليد اين نانوذرات در كشور فراهم شود، راه صنعتي شدن اين نوع بتن ها هموار خواهد شد. وي در توضيح اهميت كاربرد اين نوع بتن براي تصفيه آب مورد نياز گياهان گفت: در شرايط كنوني پساب هاي خروجي از كارخانه هاي كشور حاوي مواد شيميايي خطرناك، به صورت مستقيم به سمت مزارع هدايت مي شود در حالي كه اين پساب ها براي محيط زيست، گياهان و حتي انسان بسيار خطرناك است كه با اين شيوه مي توان اين خطر را تا حد قابل توجهي كاهش داد. مهندس احساني در پاسخ به اين سوال كه آيا با اين نوع بتن مي توان آب شرب را نيز به طور ١٠٠درصد تصفيه كرد، مي گويد: چنان چه فناوري ساخت اين نوع بتن در مقياس صنعتي توسعه پيدا كند اين امكان به خوبي ايجاد مي شود و امكان تبديل فاضلاب به آب شرب فراهم خواهد شد اما اين كار مستلزم اجراي پروژه هاي بزرگ تري است. |
|
+ نوشته شده در
87/11/03ساعت 8:38 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
قانون صف: اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد. قانون تلفن: اگر شما شمارهای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود. قانون تعمیر: بعد از این که دستتان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد. قانون کارگاه: اگر چیزی از دستتان افتاد، قطعاً به پرتترین گوشه ممکن خواهد خزید. قانون معذوریت: اگر بهانهتان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشینتان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشینتان، دیرتان خواهد شد. قانون حمام: وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد. قانون روبرو شدن: احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش مییابد. قانون نتیجه: وقتی میخواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمیکند، کار خواهد کرد. قانون بیومکانیک: نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد. قانون تئاتر: کسانی که صندلی آنها از راهروها دورتر است دیرتر میآیند. قانون قهوه: قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیستان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید |
|
+ نوشته شده در
87/10/24ساعت 5:36 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
نيکوست که قدرتمند باشي و پر توان،اما نيکوتر آن است که دوستت بدارند
ياد بگيريم و به ياد بياريم چيزهاي کوچيکي رو که ميتونه زندگيه همه ي ما رو تغيير بده ياد بگيريم که التيام زخم روح به اندازه ي زخم جسم مهم است ياد بگيريم که آدمي همان چيزي را باور ميکند که پيوسته به خود ميگويد ياد بگيريم واقعيت چيزي است که هست نه آن چيزي که ما ميخواهيم ياد بگيريم که ناتواني از ماست نه از قدرت مسا له اي که پيش روي ما قرار دارد ياد بگيريم که حضورمان پيوسته تغيير مثبتي در زندگي ديگران ايجاد کند حتي با يک سلام صميمانه ياد بگيريم که هر چه اعمال و گفتار يکي نا خوشايندتر باشد به عشق بيشتري نياز دارد ياد بگيريم که يک بچه اگر آنقدر بزرگ شده که بتواند دوست بدارد آنقدر بزرگ شده که بتواند غصه بخورد و ياد بگيريم بيشتر از آنکه به ساعت خود نگاه کنيم ،همديگر را ببينيم شايد اين آخرين |
|
+ نوشته شده در
87/10/18ساعت 11:20 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
وای بعد سالها تصمیم گرفتم دوباره این بلاگو راه بندازم
|
|
+ نوشته شده در
87/09/15ساعت 7:20 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
پيرمرد لاغر و رنجور با دسته گلي بر زانو روي صندلي اتوبوس نشسته بود . دختري جوان، روبه روي او، چشم از گل ها بر نمي داشت. وقتي به ايستگاه رسيدند، پيرمرد بلند شد، دسته گل را به دختر داد و گفت: مي دانم از اين گل ها خوشت آمده است. به زنم مي گويم كه دادم شان به تو. گمانم او هم خوشحال مي شود. دختر جوان دسته گل را پذيرفت و پيرمرد را نگاه كرد كه از پلههاي اتوبوس پايين مي رفت و وارد قبرستان كوچك شهر مي شد عشق تنها براي يک بار مي ايد و براي تمام عمرش مي ايد عشق همان بود که به تو ورزيدم حقيقتا همان يک بار حقيقتا همان يک بار و از بس بدان اويختم تا هميشه همه ي زندگي ام با ان بيش خواهد رفت بس تا هميشه عا شقت مي مانم لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند حاضرم تمام هستيم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد گفتم دوستت دارم اخم كرد، گفتم عاشقت هستم خودش را گرفت، گفتم همهء زندگي من هستي ناز كرد و رفت ..............داشت ميرفت كه در آخر گفتم از تو بيزارم، برگشت مهربان نگاهم كردو عاشقم شد عاشقانه ترين نگاهم را روي قايقي از باد نشاندم و پارو زنان سوي تو فرستادم وقتي به ساحل نگاه تو رسيد تو چشمانت را بستي و قايقم غرق شد در دو چشمش گناه مي خنديد بر رخش نور ماه مي خنديد در گذرگاه آن لبان خموش شعله يي بي پناه مي خنديد شرمنک و پر از نيازي گنگ با نگاهي که رنگ مستي داشت در دو چشمش نگاه کردم و گفت بايد از عشق حاصلي برداشت سايه يي روي سايه يي خم شد در نهانگاه رازپرور شب نفسي روي گونه يي لغزيد بوسه يي شعله زد ميان دو لب يک شب خوب تو آسمون يک ستاره چشمک زنون خنديد و گفت : کنارتم تا آخرش تا پاي جون .... ستاره ي قشنگي بود آروم و ناز و مهربون .... ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون .... اما زياد طول نکشيد عشق من و ستاره جون !!! ماهه اومد ستاره رو دزديد و برد نا مهربون .... ستاره رفت با رفتنش منم شدم بي همزبون ...!!! حالا شبا به ياد اون چشم مي دوزم به آسمون تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست
زماني که از مادرم متولد شدم صدايي در گوشم طنين انداخت و گفت تا آخر عمر با تو هستم از او پرسيدم کيستي ؟جواب داد : غم هستم آن لحظه فکر کردم که غم عروسکي است که من با آن سرگرم مي شوم . ولي اکنون فهميدم که من عروسکي هستم بازيچه دست غم و اينگونه شد که زمستان را دوست دارم چون فصل غم است غم را دوست دارم چون گواه دل است دل را دوست دارم چون تو را به من نشان داد اما تو را دوست دارم بدون آنکه بدانم چرا ؟ ديگه رو خاك وجودم نه گلي هست نه درختي لحظه هاي بي تو بودن ميگذره اما به سختئ دل تنها و غريبم داره اين گوشه ميميره ولي حتي وقت مردن باز سراغتو ميگره
dar afsose gozashte halam ra azdast dadam va dar feraghe hal az ayande jamandam. pas bikhayal diroz .hala ta fardaaaaa.emrozeto bechast ke dar dastete.;) marg an nist ke dar ghabre siyah dafn shavam marg anast ke az khatere to ba hamaye khatereha mahv shavam
|
|
+ نوشته شده در
86/06/06ساعت 1:5 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
یکی تو و دیگری وجود توبه دو چیز اعتقاد دارم یکی خدا ودیگری تومن در این دنیا دو چیز می خواهم یکی تو و دیگری خوشبختی تومن این دنیا را برای دو چیز می خواهم یکی تو و دیگری با تو بودنتا همیشه دوستت دارم
|
|
+ نوشته شده در
86/04/31ساعت 4:5 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
خانمها ، بانوان، سركاران عليه:
وقتي در صف شير مردم جايشان را به شما نمي دهند؟ وقتي كرايه تاكسي را مي دهيد راننده نمي گويد قابلي نداره؟ وقتي لبخند مي زنيد بچه هاي كوچيك از ترس قيافه شماگريه مي كنند ؟ وقتي راه ميرويد بهتر است كه راه نرويد؟ آيا وقتي به زيبايي فكر مي كنيد همان زماني است كه به خودتان فكر نمي كنيد؟ اگر مي خواهيد وقتي قدم بر ميزنيد مردان كف بر شوند، اگر مي خواهيد وقتي پلك ميزنيد مردان در خاك و خون غوطه ور شوند، اگر مي خواهيد وقتي با آنها صحبت مي كنيد خود را تكه تكه كنند، اگر مي خواهيد وقتي به آنها لبخند ميزنيد از كت خود يه چرخ گوشت در آورند و خود را چرخ كنند به موارد ريز توجه كنيد: البته بگما تمامه اين كارا كاره مردانه جلفه حالا به نكات زير بي زحمت كمي دقت كنين تا شايد فرجي بشه در باب اداي جملات: در اداي جملات و واژه ها دقت خاصي مبذول فرماييد. به طور مثال اول هر جمله از واژه ( آخي ) استفاده كنيد. حتي المقدور واژه هاي پاياني جمله را كمي بيشتر از حد معمول بكشيد به طور مثال: (فردا مي بينم............ ......... .ت) اشوه فراموش نشه هاااا سعي كنيد ريتم پلك زدنتان را با ميزان هجاهاي جمله تان هماهنگ كنيد مثلا در جمله ''من به فلان چيز علاقه دارم'' براي ''من'' يك پلك و براي ''به فلان چيز علاقه دارم'' 9عدد پلك بزنيد. لفا امتحان كردنو بزارين واسه بعد بزارين ادامه درسو بدم در باب خوردن غذا: در حين خوردن بايستي بسيار جلب توجه كنيد براي اين كار جسم خوردني را از انتها با دو انگشت اشاره و شست گرفته و پيش از فرو بردن كامل در دهان جسم ر با لبها بازي دهيد(ميدونم نميتوني جلوي شيكمتو بگيري و ميخواي همشو يه جا بزاري دهنت حالا اين دفه رو كم كم بخور) غذا را به نحوي بجويد كه لبها به طور يكي در ميان غنچه گردد. در باب راه رفتن: سعي كنيد تق تق پاشنه كفشتان به گونه اي تنظيم گردد كه يك ملودي عاشقانه را براي مخاطب تداعي كند. هيچگاه فاصله ما بين قدمهايتان از دو سانتيمتر تجاوز نكند هر جند عجله داشته باشيد. در باب لبخند زدن: آداب لبخند زدن بستگي به مستقيمي به وضعيت دندانهايتان دارد اگر دندانهايتان كج و معوج، لك لك، فاصله دار و داراي ساير نا هنجاريها داريد(كه متاسفنه يا خوشبختانه اكسر خانوما همين وضو دارن) ........ تبسمي كفايت ميكند اگر دندان كناري خود را طلا كرده ايد از همان طرف بخنديد اگر اصولا دنداني در كار نيست به گونه اي چشمان را خمار كنيد كه كار لبخند را ميكند در باب ورود به كلاس: هنگامي وارد كلاس شويد كه حداقل يك ربع ساعت از شروع آن گذشته و همه دانشجويان سر كلاس حاضر باشند. به قول خودتون هر جا دير بري كلاس داره موقع نشستن دورترين و سختترين صندلي را براي نشستن تا حسابي رسيدن به صندلي مورد نظر طول بكشد سپس ده دقيقه وقت به جمع و جور كردن مانتو اختصاص بديد بهتر است همگام ورود به كلاس كاور گيتاري ولو خالي روي دوشتان حمل شود بدون شك تمرين مستمر نقش مهمي را در موفقيت شما بازي ميكند .اگر پس از شش ماه متدهاي فوق پاسخگو نبود بهتر است مخاطبين خود را تغيير دهي |
|
+ نوشته شده در
86/04/05ساعت 1:36 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
سال 1230
مرد: دختره خير نديده من تا نکشمت راحت نمي شم... زن: آقا حالا يه غلطي کرد ، شما بگذر.نامحرم که خونمون نبوده. حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده... مرد: بلند خنديده؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. نخير نمي شه بايد بکشمش... -- بالاخره با صحبتهاي زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه سال 1280 مرد: واسه من مي خواي بري درس بخوني؟ مي کشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار که مُردي ديگه جرات نمي کني از اين حرفا بزني. تو غلط مي کني. تقصير من بود که گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده. حالا واسه من ميخاي درس بخوني؟؟؟ زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نکرده مي گيره ها! شکر خورد. ديگه از اين مارک شکر نمي خوره. قول ميده... مرد( با نعره حمله مي کنه طرف دخترش ): من بايد بکشمت. تا نکشمت آروم نمي شم. خودت بياي خودتو تسليم کني بدونه درد مي کشمت... -- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه سال1400 |
|
+ نوشته شده در
86/03/08ساعت 10:40 قبل از ظهر توسط سعید |
|
|
خر امد به سوي مادر خويش
بگفت مادر چرا رنجم دهي بيش برو امشب برايم خواستگاري اگر تو بچه ات رو دوست داري خر مادر بگفتا اي پسر جان تو را من دوست دارم بيشتر از جان ز بين اين همه خرهاي خوشگل يکي را کن نشان چون نيست مشکل خرک از شادماني جفتکي زد کمي عرعر نمود و پشتکي زد بگفت مادر به قربان نگاهت به قربان دو چشمان سياهت خر همسايه را عاشق شدم من به زيبايي نباشد مثل او زن بگفت مادر برو پالان به تن کن برو اکنون بزرگان را خبر کن به آداب و رسومات زمانه شدند داخل به رسم عاقلانه دو تا پالان خريدند پاي عقدش به افسار طلا با پول نقدش خريداري نمودند يک طويله همانطوري که رسم است در قبيله خر عاقد کتاب خود گشاييد وصال عقد ايشان را نماييد دوشيزه خر خانوم آيا رضايي؟ به عقد اين خر خوش تيپ درآيي يکي از حاضرين گفتا به خنده عروس خانوم به گل چيدن برفته براي بار سوم خر پرسيد که خر خانم سرش يکباره چرخيد خران عرعر کنان شادي نمودند به يونجه کام خود شيرين نمودند به اميد خوشي و شادماني براي اين دو خر در زندگاني |
|
+ نوشته شده در
86/02/08ساعت 9:47 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
اشک چشمانم را به اميد ديدن تو پاک مي کنم / شب را به اميد تجسم چشمانت در تاريکي سپري مي کنم / صبح را به اميد لبخندت آغاز مي کنم / دوري تو را به اميد با تو بودن سپري مي کنم / لحظه ها را براي با تو بودن دوست دارم / با خاطراتم زندگي مي کنم / به اميد به تو رسيدن به خدا التماس مي کنم ........... اما دارم بالاسر قبري گريه مي کنم که توش مرده نيست
زمانه به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست / بوسيدن قول ماندن نيست / و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست . گاه يک لبخند انقدر عميق مي شود که گريه مي کنيم ......... گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي مي کنيم ........ گاه يک نگاه آنچنان سنگين است که چشمانم رهايش نمي کند .......... گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نمي کنيم . ديروز با دوستم حرف مي زدم گفت مي دوني چرا عشق اسم در کرده و معروف شده ؟ واسه اينکه سوزنده است . مياد و مي ره يه داغي به جا مي ذاره . اگر اين جوري آتيش به جونت نمي زد که اين قدر معروف نبود . تمام جذابيتش به سوزندگيش است . تنها چيزي که شهره آقاقم کرد ، عشق تو بود / ياد تو بود / فکر تو بود / بي قراري براي تو بود . زچه روي گرداني ؟ ز من ؟ ! ! مني که با تو زندگي مي کنم ! مني که دوستت دارم ! مني که عاشق چشمهايت هستم ! مني که عارف و زاهد شده ام ! ز چه در مانده اي ؟ از عشق من ؟ از دوست داشتن من ؟ از توجه من ؟ ......... نگو که نگم دوست دارم . نگو که نگم عاشقتم . نگو که نگم مي خوامت . و نگو خداحافظ............ .... اين روزا هيچکس جوابي برام نداره .... ............................................................ گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درماندردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست ............................................................ انواع قهوه : 1- شيرين مثل چشات2 - رقيق مثل قلبت3- تلخ مثل دوريت ............................................................ هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد ............................................................ ميدوني دريا چرا دريا شد؟ به خاطر موجاش اگه موج نداش هيچ و قت دريا نمي شد،من يه دريام و تو موجهاي مني ............................................................ به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است ............................................................ تو اون فرشته اي که وقتي در فصل بهار قدم ميزني برگ درختان انتظار پاييز را ميکشند تا به جاي پاهايت بوسه بزنند ............................................................ اي کاش از بدو تولد کور بودم تا که هيچگاه درياي عشق را در چشمان مليح و فريبايت نمي ديدم ............................................................ سرو اسوه مقاومت و پايداريست من يه سروم چون تو ريشه مني ............................................................ اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن.ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار.کم اومد! به عشق من فکر کن چون براي تو هرگز کم نمي ياد ............................................................ مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي ............................................................ وقتي گفتي تا آخر دنيا باهاتم اون موقع بود که فهميدم چرا دنيا 2 روزه ............................................................ در واقع ما هرگز بزرگ نمي شويم. فقط ياد مي گيريم که در اجتماع چگونه رفتار کنيم ............................................................ پزشك اخمو شربت تلخ تجويز ميكند ............................................................ پروانه براي آن كه نسوزد، شمع را فوت كرد ............................................................ تاريكي چشم ديدن خودش را ندارد ............................................................ زمين ميخواست ابراز احساسات كند، آتشفشان سرازير شد ............................................................ همه از مرگ ميترسن من از رفيق نامرد ............................................................ مرد آمد و دردي به دل عالم شد از روز ازل قسمت زن ها غم شد در دفتر خاطرات حوا خواندم جانم به لبم رسيد تا آدم شد ............................................................ تيك تيك ساعت فرياد مرگ ثانيه هاست اما دوستي ها هيچگاه نمي ميرند
|
|
+ نوشته شده در
86/01/25ساعت 9:51 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
عشق نمي پرسه عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني . عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم *.*.*.*.*.* اگر كليد قلبي را نداري قفلش نكن اگر خداحافظي در راه است سلام نكن اگر دستي را گرفتي رهايش نكن دفتري كه بسته شد ديگه بازش نكنيد قلبي كه شكسته شد ديگه نآزش نكني *.*.*.*.*.* عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي. *.*.*.*.*.* هميشه تو يک ارتفاع بالايي از جو، ديگه ابر وجود نداره. اگه يک وقت ديدي آسمون دلت ابري بود بدون به اندازه کافي اوج نگرفتي. *.*.*.*.*.* آدم ها شوخي شوخي به گنجشکها سنگ مي زنند... و گنجشکها جدي جدي مي ميرند... آدمها شوخي شوخي زخم مي زنند... و قلبها جدي جدي مي شکنند... و تو شوخي شوخي لبخند مي زني... و من جدي جدي عاشق ميشم. *.*.*.*.*.* ازش پرسيدم چه قدر منو دوست داري؟ گفت: به اندازه جوهر خودكارم. گفتم: خيلي نامردي چون جوهر خودكارت يه روز تموم مي شه لبخند زد و گفت: خودكار من اصلا جوهر نداره. |
|
+ نوشته شده در
86/01/16ساعت 11:22 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
يکي بود يکي نبود .
غير از خداي مهربون هيچ کس نبود . يه روز مادر شنل قرمزي رو به دخترش کرد و گفت : عزيزم چند روزه مادربزرگت موبايلش و جواب نميده هرچي SMS هم براش ميزنم باز جواب نميده، online هم نشده چند روزه ، نگرانشم . چندتا پيتزا بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر،ببين حالش چطوره . شنل قرمزي گفت : مامي امروز نميتونم قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بريم ديزين اسکي . مادرش گفت : يا با زبون خوش ميري ، يا ميدمت دست داداشت گوريل انگوري لهت کنه . شنل قرمزي گفت : حيف که بهشت زير پاتونه ، باشه ميرم فقظ خواستين برين بهشت کفش پاشنه بلند نپوشين . مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بيان، مي خوان ازت خاستگاري کنن واسه پسرشون . شنل قرمزي گفت : من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد ، يا رابين هود يا هيچ کس . فقط اون و مي خوام . شنل قرمزي با پژوي ??? آلبالوئي که تازه خريده از خونه خارج ميشه . بين راه حنا دختري در مزرعه رو ميبينه . شنل: حنا کجا ميري ؟؟؟ حنا : وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگي و دوستان پارتي دعوتم کردن . شنل : اي نا کس حالا تنها ميپري ديگه !! حنا : تو پارتي قبلي که بچه هاي مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازي درآوردي بهت گفتن شب بمون گفتي مامانم نگران ميشه . بچه ها شاکي شدن دعوتت نکردن . شنل : حتما اون دختره ايکبري سيندرلا هم هست ؟؟؟ حنا : آره با لوک خوش شانس ميان . شنل : برو دختره .... ( به علت به کار بردن الفاظ رکيک غير قابل پخش بود ) شنل قرمزي يه Take Off ميکنه و به راهش ادامه ميده . پشت چراغ قرمز چشمش به نل مي خوره !!!!! ماشينا جلوش نگه ميداشتن اما به توافق نمي رسيدن و مي رفتن ،ميره جلو سوارش ميکنه . شنل : تو که دختر خوبي بودي نل !!!!! نل : اي خواهر . دست رو دلم نذار که خونه با اون مرتيکه ...... راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون . شنل : اون که هاج زنبور عسل بود . نل : حالا گير نده . وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادر پرين رفت گرفتش . اين دختره پرين هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون زندگي هم که خرج داره . نميشه گشنه موند . شنل قرمزي : نگاه کن اون رابين هود نيست ؟؟؟؟ کيف اون زن رو قاپيد . نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتي ؟ چند ساله زده تو کاره کيف قاپي . جان کوچولو و بقيه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند ميکنن . شنل قرمزي : عجب !!!!!!!!!!!! !! نل : اون دوتا رو هم ببين پت و مت هستن . سر چها راه دارن شيشه ماشين پاک مي کنن . دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائيني داره آدامس ميفروشه . شنل قرمزي : چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن ؟؟؟؟ نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقاي پتيول شد .بچه مايه دار شدي . بقيه همه بد بخت شدن .بچه هاي اين دوره و زمونه نمي فهمن کارتون چيه .شخصيتهاي محبوبشون شدن ديجيمون ها ديگه با حنا و نل و يوگي و ....خانواده دکتر ارنست حال نمي کنن . ما هم مجبوريم واسه گذران زندگي اين کارا رو بکنيم اخه اين چه زندگي شده |
|
+ نوشته شده در
85/12/11ساعت 7:8 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
مي دوني دوست يعني چي؟ د:داشتن و:اونيکه س:ستايش کردنش ت:تمومي نداره
*.*.*.*.*.* اي کاش مي توانستند از آفتاب ياد بگيرند که بي دريغ باشند در دردها و شادي هاشان حتي با نان خشک شان و کاردهاي شان را جز از براي قسمت کردن بيرون *.*.*.*.*.* در شيريني بوسه غرق بوديم كه ناگهان شوري اشك رابر لبانم احساس كردم و فهميدم كه اين بوسه ي جدايست گريستن خوب نيست مگر بشود جوري گريست که چشمها نفهمند روزي که گفتي منتظر باش و رفتي تنها شدم وگريستم ، اما هم اکنون تنها نيستم انتظار با من است ولي هر دو با هم مي گرييم *.*.*.*.*.* دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکديگــر نگــــاه کنيم. *.*.*.*.*.* بعد از رفتن تو فقط من مانده ام و روزهايي كه بي تو تكرار مي شوند و من در خلوت شبهاي بي ستاره ام از به تو انديشيدن عادتي ساخته ام دراز به درازاي آرزوهايي كه برايت داشتم و هنوز نمي دانم برق نگاه كدامين ليلي ني ني چشمان تو را خيره كرد و تيشه ي عشق كدامين فرهاد ريشه ي عشقمان را خشكاند ! اما ميدانم كه چون مجنون تا ابد در بيابان چشمانت به انتظار تو خواهم ماند.... *.*.*.*.*.* شبي از پشت يک تاريکي غمناک و باراني تو را با لهجه گلهاي نيلوفري صدا کردم. تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم . پس از يک جستجوي نقره اي در کوچه هاي آبي احساس تو را از بين گلهايي که در تنهاييم روئيد با حسرت جدا کردم . *.*.*.*.*.* اون كه مي گفت جونش به جونت بنده حالا داره به گريهات مي خنده *.*.*.*.*.* گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم *.*.*.*.*.* دنيا را بد ساختند .......... کسي را که دوست داري تو را دوست ندارد کسي که تو را دوست دارد تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوسش داري و او هم دوستت دارد، به رسم و آيين هرگز به هم نمي رسيد و اين رنج است زندگي يعني اين............ *.*.*.*.*.* کاش رويا هايمان روزي حقيقت مي شدند... تنگناي سينه ها دشت محبت مي شدند... سادگي مهر و صفا قانون انسان بودن است... کاش قانونهايمان يک دم رعايت مي شدند ...اشکهاي همدلي از روي مکر است و فريب ...،کاش روزي چشم هامان با صداقت مي شدند... گاهي از غم مي شود ويران دلم ...، کاشکي دلها همه مردانه قسمت ميشدند *.*.*.*.*.* آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم *.*.*.*.*.* ! ...... اون كه مي گفت بدون تو مي ميره دروغ مي گه دلش جنس كويره ..... دروغ مي گه تو گوش نده به حرفاش ...... نگو هنوز مي خواي بموني باهاش ...... خيال نكن بدون اون مي ميري ...... بزار بره ...... نباشه جوون مي گيري *.*.*.*.*.* يه روز وقتي به گل نيلوفر نگاه مي کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شايد منم يه روزمثل گل نيلوفر تنها بشم. سريع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتي که ميبينم خودم مرداب شدم دنبال يه گل نيلوفر مي گردم که از تنهايي نميرم و حالا مي فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو وقف مرداب کرده ديگر نگاه خسته ولي مهربان تو فکري براي اين دل شيدا نمي کند قلبـــم ميان بــاغ پر از لاله دلت يک شاخه ياس عاطفه پيدا نمي کند عمريست چشم به راه طلوع نگاه توام تا بشکند سکوت و شب از نور پر شود زندگي چيست خون دل خوردن پشت ديوار آرزو مردن وقتي آدم تنها ميشه مثل باد ميمونه بيهدفه هي از اين سو به آن سو از اين خونه به آن خونه از اين كو به آن كو ، منم مثل بادم پر فريادم خندههام گم شده گريههام خشكيده |
|
+ نوشته شده در
85/11/09ساعت 12:1 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
من / عشق پاك يعني سرزمين لحظه يعني بيداد عشق من باختن عشق جان يعني زندگي ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل يعني كلبه وامق و يعني عذرا عشق شدن من عشق فرداي يعني كودك مسجد يعني الاقصي عشق / من
عشق آميختن افروختن يعني به هم عشق سوختن چشمهاي يكجا يعني كردن پر ز و غم دردهاي گريه خون/ درد بيشمار
عشق من يعني الاسرار كلبه مخزن اسرار يعن |
|
+ نوشته شده در
85/11/02ساعت 8:51 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
1. به او بگوييد که دوستش داريد
2. بغل کردن يا بغل شدن 3. اطمينان پيدا کردن از اين موضوع که به اندازه کافي براي او احترام و ارزش قائليد 4. بوسيدن هنگاميکه ديگران در حال نگاه کردن به شما هستند 5. بوسيدن زمانيکه مردم شما را نگاه نمي کنند 6. به او بگوييد که برايش ارزش قائل هستيد 7. دست هاي يکديگر را بگيريد 8. رفتن به يک دوچرخه سواري طولاني مدت 9. تهيه يک هديه ويژه 10. هر زمان که نياز به يک دوست خوب داشت، شما در دسترس باشيد 11. وقت گذراندن در کنار يکديگر 12. رفتن به سينما 13. قدم زدن در جنگل، شانه به شانه هم 14. ضبط کردن يک نوار پر از آهنگ هاي عاشقانه 15. صحبت کردن در مورد احساساتتان 16. روياهايتان را با يکديگر در ميان بگذاريد 17. يکديگر را با تمام وجود در آغوش بگيريد 18. با هم روي نيمکت پارک بنشينيد 19. با هم قدم بزنيد 20. براي صرف غذا بيرون برويد 21. پيک نيک برويد 22. با هم فريزبي بازي کنيد 23. از هم تعريف کنيد 24. با هم داخل جکوزي ريلکس شويد 25. استخر برويد 26. با هم به خريد وسايل خانه برويد 27. فقط نزديک هم باشيد 28. با کمک هم غذا درست کنيد 29. يکديگر را با عشق و علاقه لمس کنيد 30. تکاليفتان را با هم انجام دهيد 31. براي يک سفر تفريحي برنامه ريزي کنيد 32. با هم به مهماني برويد 33. کيک بپزيد 34. به کتابخانه برويد 35. داخل موزه بچرخيد 36. فقط در کنار او باشيد 37. ببينيد چه چيز براي ديگري جالب است - و آنرا انجام دهيد 38. با هم ورزش کنيد 39. به يکديگر خيره شويد 40. اتومبيل هاي يکديگر را بشوييد ( يا دوچرخه!) 41. با هم به ماهيگيري برويد 42. با هم صحبت کنيد 43. به نگراني هاي يکديگر گوش دهيد 44. ناخن انگشت پاي يکديگر را بگيريد 45. آهنگ مورد علاقه او را انتخاب کنيد 46. به شادي هاي هم گوش دهيد 47. يکديگر را در نزديکي خود نگه داريد 48. با چشم هاي او صحبت کنيد 49. براي هم نامه بنويسيد 50. تماس تلفني داشته باشيد 51. به هم اعتماد کنيد 52. به او يک حلقه، کادو بدهيد 53. خانواده هاي يکديگر ملاقات کنيد 54. با هم به کوهپيمايي برويد 55. در حق هم از خودگذشتگي نشان دهيد 56. براي هم شکلات بفرستيد 57. به هم احترام بگذاريد 58. زير نور ماه قدم بزنيد 59. يادداشت عاشقانه اي بنويسيد و آنرا را در جايي پنهان کنيد که او پيدا کند 60. نگاه هاي تحريک کننده به هم کنيد 61. شعر بنويسيد 62.گل بفرستيد 63. شام را در روشنايي شمع صرف کنيد 64. کنسرت برويد 65. طلوع خورشيد را با هم نگاه کنيد 66. سالگرد ها را فراموش نكنيد 67. روي يکديگر اسم هاي مستعار بگذاريد 68. به ديدن مناظر زيبا برويد 69. يک فيلم اجاره کنيد و با هم به تماشاي آن بنشينيد 70. بدون سؤال براي هم کاري انجام دهيد 71. برنامه ازدواج بريزيد 72. يک جمله زيبا در گوش ديگري زمزمه کنيد 73. دوستان خوبي براي هم باشيد 74. با هم خوش بگذرانيد 75. برقصيد 76. موزيک گوش کنيد 77. با هم شوخي كنيد 78. با هم به يک چيز بامزه بخنديد 79. نسبت به هم با وفا باشيد 80. همديگر را تحت تاثير قرار دهيد 81. ليستي از چيزهايي که در مورد يکديگر دوست داريد، تهيه کنيد 82. کتاب بخوانيد و در مورد آن با هم بحث کنيد 83. دوستان يکديگر را ملاقات کنيد 84. اسب دواني کنيد 85. غذاي مورد علاقه ديگري را براي او درست کنيد 86. ببنيد چه چيزي او را خوشحال مي کند 87. براي هم هديه درست کنيد 88. موهاي او را بشوييد 89. غروب خورشيد را تماشا کنيد 90. با اتوبوس به سفر برويد 91. درخواست کنيد تا آهنگ مورد علاقه او را از راديو برايش پخش کنند 92. يک کارت جالب و بامزه برايش بفرستيد 93. روياهاي آينده را با او در ميان بگذاريد 94. با هم بازي کنيد 95. براي هم جوک تعريف کنيد 96. به هم فکر کنيد 97. ببينيد چه چيز اورا عصباني مي کند 98. با هم اسکيت کنيد 99. حلقه رد و بدل کنيد 100. با هم از يک بستني بخوريد 101. عکس دو نفري بيندازيد |
|
+ نوشته شده در
85/10/25ساعت 10:15 قبل از ظهر توسط سعید |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
85/10/09ساعت 8:0 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
درمجالي كه برايم باقي ست
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
كه در آن همواره اول صبح
به زباني ساده
مهر تدريس كنند
و بگويند خدا
خالق زيبايي
وسراينده ي عشق
آفريننده ي ماست
مهربانيست كه مارا به نكويي
دانايي
زيبايي
و به خود مي خواند
جنتي دارد نزديك،زيبا و بزرگ
دوزخي دارد- به گمانم
كوچك وبعيد
در پي سودا نيست
كه ببخشد ما را
وبفهماندمان
ترس ما بيرون از دايره ي رحمت اوست
در مجالي كه برايم باقي است
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
كه خرد را با عشق
علم را با احساس
ورياضي را با شعر
دين را با عرفان
همه را با تشويق تدريس كنند
لاي انگشت كسي
قلمي نگذراند
ونخوانند كسي را حيوان
و نگويند كسي را كودن
ومعلم هر روز
روح را حاضر و غايب بكند
وبه جز ايمانش
هيچ كس چيزي را حفظ نبايد بكند
مغزها پر نشود چون انبار
قلب ها خالي نشود از احساس
درس هايي بدهند
كه به جاي مغز، دل ها را تسخير كند
از كتاب تاريخ
جنگ را بردارند
در كلاس انشا
هر كسي حرف دلش را بزند
غير ممكن را از خاطره ها محو كنند
تا كسي بعد از اين
باز همواره نگويد ، هرگز
و به آساني همرنگ جماعت نشود
زنگ نقاشي تكرار شود
رنگ را در پاييز تعليم دهند
قطره را در باران
موج را در ساحل
زندگي را در رفتن وبرگشتن از قله ي كوه
وعبادت را در خدمت خلق
كار را در كندو
و طبيعت را در جنگل سبز
مشق شب اين باشد
كه شبي چندين بار
همه تكرار كنيم
عدل
آزادي
قانون
شادي
امتحاني بشود
كه بسنجد ما را
تا بفهمند چقدر
عاشق و آگه وآدم شده ايم
درمجالي كه برايم باقي است
باز همراه شما مدرسه اي مي سازيم
كه در آن آخر وقت
به زباني ساده
شعر تدريس كنند
وبگويند كه تا فردا صبح
خالق عشق نگهدار شما
![]() |
|
+ نوشته شده در
85/09/30ساعت 2:16 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
انصافا اگر نظر ندید خیلی بی معرفتید چون برای جمع آوری این همه جوک خیلی زحمت کشیدم .
زن رشتيه مي ره خط مقدم بر مي گرده. مي گن چه کار مفيدي کردي؟ دست مي زنه به شکمش مي گه ايناها يه بچه عراقي اسير کردم
ترکه مي ياد يه تخليه فاضلابي مي زنه رو تانکرش مي نويسه رزق ما در .... شماست
درجات شوتي: 1) گيج /2) خنگ /3) پپه /4) يول /5) اسکول /6) شاسکول /7) گاگول /8) لر /9)ميرزاپور
تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو ميبينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده! خودم ميرم!
ترکه داشته فيلم سوپر نگاه مي کرده زنش مي ياد هول مي شه مي گه:خانوم بيا ببين با اين فلسطيني ها چکار مي کنن!!!!!!!
آخرين فتواي مراجع قزوين: احتياط واجب بر ان است که مسافر در قزوين نماز را شکسته نخواند نشسته بخواند امام جمعه رشت خطاب به مردم مي گه: اي مردم انرزي هسته اي مثل ناموس نيست که اينقدر راحت ازش ميگذري
ترکه زنگ مي زنه به دوست دخترش، دختره مي گه: اه اه، چقدر لهجه داري. تركه مي گه: قطع کن دوباره مي گيرم
به ترکه مي گن اخرين باري که بهت گفتن اقا کي بوده؟ مي گه همين امروز صبح توالت بودم يکي پشت در هي مي گفت ان اقا بيا بيرون
يه کلاغ تو اسمون تخم مي ذاره ولي تخمش نمي يوفته پايين اگه گفتي چرا؟..........چون شورت پاش بوده
به ترکه مي گن: از چه رنگي خوشت مي ياد؟ مي گه: کم رنگ
رشتيه با رتبه 600000 پزشکي قبول مي شه تحقيق مي کنن مي بينن فرزند6 تا شهيده
ترکه دنبال جاي پارک بوده پيدا نمي کرده مي گه خدايا اگه يه جا برام پيدا کني نماز مي خونم روزه ميگيرم....... يهو يه جا پيدا مي کنه مي گه: نمي خواد خدا خودم پيدا کردم --------
ميگه : ? تا مي گن :اه اه جکو خراب کردي
مي گه: به فيلترش
لره با ترکه دعواش مي شه. لره يه سنگ بزرگ برمي داره پرت مي کنه. ترکه مي پره هد مي زنه
تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيهها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟
به ترکه ميگن خدا چيه ؟ ميگه خدا خيلي خوبه و مهربونه و آفريننده ي اين جهانه . ما که خيلي دوستش داريم . ابوالفضل نگهدارش باشه
ازترکه مي پرسن؟ چي شد معتاد شدي؟ مي گه: با دوستام قرار گذاشتيم، روزهاي تعطيل با هم يه بست بزنيم. زد و امام رحلت فرمودن، دو هفته تعطيل.
يک روز يه لره ميره پيشه خدا ميگه : خدايا چيکار کنم که از ترکا خر تر باشم.. خدا ميگه: برو تو بيابون شنا کن.... ميره تو بيابون شنا ميکنه 1دفعه ميبينه 1ترکه با قايق موتوري مياد کمکش
|
|
+ نوشته شده در
85/07/24ساعت 9:51 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
no stronger bond on earth... A mother's love is forever strong, God bless these special mothers, When her days on earth are over, Be thankful for our mothers, |
|
+ نوشته شده در
85/07/12ساعت 3:44 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
اگر تنهاترين تنهاها شوم، باز خدا هست. او جانشين همهی نداشتنهاست.
نفرين و آفرينها بیثمر است. اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند و از آسمان، هول و کينه بر سرم بارد، تو مهربان جاودان آسيبناپذير من هستی. |
|
+ نوشته شده در
85/07/12ساعت 3:40 بعد از ظهر توسط سعید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این یه وبلاگ سرگرمیه ولی در مورد هر موضوعی اطلاعات خواستید بگید که براتون بزارم.
|
| پیوندها |
|
netlog وبلاگ دوستان بدهی |
|
RSS
|