جک با ادبی
۲. ترکه از حرم امام رضا داشته عقب عقب مي اومده يه دفعه مي بينه نوشتن اردبيل ?? کيلومتر.
۳. قانون ?? ارشميدوس : اگه تو آب گوزيدي حباب نديدي بدون ريدي نگوزيدي.
۴. لره با خدا قهر مي کنه اول دفترش مي نويسه به نام بعضي ها.
۵. يه ترکه پليس مخفي مي شه الان سه ساله کسي ازش خبر نداره.
۶. شباهت مگس با ببر مي دونيد چيه ؟ ببر و موقعي مي بيني مي ريني ، مگس و موقعي مي ريني مي بيني.
۷. يك روز به تركه ميگن چرا اينقدر باسنت گنده است ميگه تو زمان بچه گيهاي ما پودر بچه نبود بكينپودر مي زدن.
۸.به مشهديه ميگن پسرت اكس ميزنه ميگه اكس ديگه چيه ميگن هموني كه باهاش ميرن تو فضا ميره به پسرش ميگه اكس ميزني ميگه نه ميگه كره خر تو فضا ديدنت
۹.يه روز عقد كنون يه سگه بوده ازش ميپرسن آيا بنده وكيلم ؟ ميگه : با اجازه ي مادر سگم و پدر سگم و 2تا خواهر توله سگم بله
۱۰.زنگ موبايل آخوندا
ديدين تو دين ريدين
تو دين ريدين ديدين
ريدين تو دين ديدين
۱۱.يه روز يه لر مي ره مخابرات وقتي نوبتش مي شه مسئول مي گه که لر بره کابين اخر . بعد از کابين اخر دستشويي بوده لره مي ره تو دستشويي دسته سيفون رو به جاي گوشي مي گيره ميگه الو بوآ بوت مياد ولي صدات نمياد.
۱۲.به ترکه ميگن آقا شما ناراحت نميشين اينهمه جوک براتون ميسازن؟ ترکه ميگه:اينا که برا شما جوکه برا ما همه خاطرست!!!
- يه روز يه نفر مي افته توي آب و داد مي زنه:کمک!کمک!
بعد يه نفر که داشته از اون طرفها رد مي شده، يه ? تومني مي اندازه براش!
--------------------------------------------------------------------------------
?- يه روز دو نفر با هم دعواشون مي شه. اولي يه آجر پرت مي کنه به طرف دومي، دوميه هد مي زنه!
--------------------------------------------------------------------------------
?- يه روز ? تا ديوونه داشتن تو حياط ديوونه خونه راه مي رفتن، سر راهشون به يه تير چراغ برق برمي-خورن. اولي ميگه:عجيبه! نمي دونم چرا هرچي در مي زنم کسي در رو باز نمي کنه؟
دومي جواب مي ده: آره عجيبه چون چراغشون هم روشنه!
--------------------------------------------------------------------------------
?- يه روز يه نفر كه خيلي هم آشفته بوده از پايين يه برج بلند در حال ساخت داد مي زنه: آهاي! حسن آقا! نمي دوني چي شده! خونه ات آتيش گرفت! زنت مرد! بچه هات هم مردن!
بعد يكي از كاگرايي كه بالاي برج كار مي كردن از ناراحتي خودش رو از بالاي برج پرت مي كنه پايين. 5 طبقه كه پايين مي آد با خودش فكر مي كنه: من كه بچه نداشتم!
5 طبقه ديگه كه مي آد پايينتر با خودش مي گه: من كه زن نداشتم!
5 طبقه ديگه كه به پايين سقوط مي كنه مي گه: من كه خونه نداشتم!
وقتي با زمين برخورد مي كنه فرياد مي زنه: من كه اصلا حسن آقا نيستم!
--------------------------------------------------------------------------------
?- يه روز يه الكليه چند تا ليوان ميخوره، شنگول مي شه، گرگه مي خوردش!
--------------------------------------------------------------------------------
?- يه روز يه پسره سرشو مي اندازه پايين و از در خونه ميره بيرون. مادرش با خشم فرياد ميزنه: كجا؟ باز كجا ميخواي بري؟
پسره با خونسردي جواب مي ده: هر جا دلم بخواد!
مادرش هم با محبت مي گه: باشه، ولي جاي ديگه اي نري ها!
--------------------------------------------------------------------------------
?- يه روز دو تا لاک پشت تصميم مي گيرند قله اورست را فتح کنند. پاي کوه که مي رسند، لاک پشت اولي ميگه:يه چيزي بگم؟
دومي مي گه: نه! مگه نمي بيني کار داريم؟!
يه مدت مي گذره، دوباره اولي مي گه: يه چيزي بگم؟
دومي هم مي گه: نه!!!
به وسط گوه که مي رسن دو باره او لي مي گه:يه چيزي بگم؟
دومي مي گه: چند بار تو را گفتم:«نه نه نه نه نه!››
خلاصه به نوک قله مي رسند و بسيار شادي مي کنند. اولي دوباره مي گه:«يه چيزي بگم؟»
دومي اين بار مي گه: اااه! باشه، خب بگو! جون به لبمون کردي!
اولي مي گه: پرچم رو جا گذاشتيم!
دومي مي گه: خوب نمي تونستي اين رو زود تر که بگي ما اين همه راه تا اين بالا نيايم؟
اوليه هيچي نمي گه، يه کم ديگه موقع بازگشت به پايين کوه براي برداشتن پرچم و فتح دوباره قله اورست، مي گه:يه چيزي بگم؟
دوميه ميگه: نه ! يه چيزي گفتي بدبختمون کردي، ديگه هيچي نگو!
اوليه هيچي نميگه تا مي رسن به پاي کوه. اين بار دوميه هم موافقت ميکنه و اوليه ميگه: مي خواستم بگم :«شوخي کردم!››
--------------------------------------------------------------------------------
?- يه روز يکي ميره پيش دوستش و بهش ميگه: ببين، من چشمم درد مي کنه، به نظر تو چي کار بايد بکنم؟
دوستش جواب مي ده:نمي دونم والله. ولي پارسال دندونم درد مي کرد، کندمش!
-----------------------------------------------------------------------------
?- يه روز يه پليسه که دنبال يه دزده کرده بوده، ازش جلو ميزنه!
--------------------------------------------------------------------------------
??-دو دزد که يک بانک را زده بودند، هنگام فرار به يک ميدان دو و ميداني رسيدند. وارد شدند و شروع کردند به دويدن. دو تا دور که زدند، پليسها هم وارد ميدان شدند و به تعقيب آنها پرداخت. دزد اولي با هراس به دومي گفت: واي! پليسها رسيدند!
دزد دومي هم با خونسردي جواب داد: نگران نباش! ما از آنها ? دور جلوتريم
- يه روز يه مرده رو زمين يه پوست موز مي بينه. با ناراحتي ميگه:واي، نه! باز هم بايد بخورم زمين!
--------------------------------------------------------------------------------
12-يه روز يه سيبه و يه موزه داشتند با هم درد دل ميکردند. سيبه گفت:واي، نمي دوني موز عزيز! اين آدمها منو يه گاز مي زنند و بعد مي اندازندم دور! آخه اين رسمشه؟!
موزه گفت: بابا، تو که وضعت خوبه! منو که اول شلوارم رو هم مي کشند پايين!
-------------------------------------------------------------------------------
13-يه روز ? نفر که توي جزيره کوچک و دور افتاده اي گير افتاده بودند، در جزيره چراغِ غول چراغ جادو رو پيدا مي کنند. بعد از دست ماليدن روش، غوله ظاهر ميشه و به اونها مي گه که چون ? نفرند، هر کدام مي تونند فقط ? آرزو بکنند.
نفر اول آرزو مي کنه که بره به خانه اش و بعد ....پوف! اون يهو تو خونه اش ظاهر مي شه.
نفر دوم هم آرزو مي کنه که بره خونه اش و اون هم تو خونه اش ظاهر مي شه.
نوبت نفر سوم ميشه. اون مي گه: واي، من چقدر تنهام! کاشکي اون دوتاي ديگه برگردند پيش من!
--------------------------------------------------------------------------------
14-يه روز يه وزنه محکم از بالاي يه ساختمون مي افته روي پاي يه خسيس، خسيسه داد ميزنه:آخ! کفشم، اوخ!
--------------------------------------------------------------------------------
15-يه روز يه خسيسه موز مي خوره، معده اش تعجب مي کنه!
--------------------------------------------------------------------------------
16-يه روز يه مردي يه مرغ پخته توي سفره يه خسيس مي بينه که ? روز بود خورده نشده بود. گفت:عمر اين مرغ بعد از مرگ بيشتر از عمرش قبل از مرگ بوده!
--------------------------------------------------------------------------------
17-بچه ها سر يه کلاس درس خيلي شلوغ مي کردند. معلم هم براي ساکت کردنشون هي مي زد به تخته.
دانش آموز اولي: تو فکر مي کني براي چي آقا هي مي زنه به تخته؟
دومي: نمي دونم، لابد براي اينکه چشم نخوريم!
--------------------------------------------------------------------------------
18-يه روز يه معلم ادبيات به پسرش گفت:پاشو در رو ببند.
پسره جواب داد: نمي پاشم.
معلمه گفت: بهتره بگي:«پاشيده نمي شم!››
--------------------------------------------------------------------------------
19-مردم يه شهر مشهور بودند به اين که شمع مي دزدند. يک نفر براي تحقيق در اين مورد رفت به اون شهر و يه جايي چند تا شمع روشن کرد و پنهان شد. مدت بسيار زيادي صبر کرد، شمعها هم خاموش شدند و کسي براي دزدي نيامد. به اين نتيجه رسيد که اين شايعه که مردم اون شهر شمع دزدند، بي اساسه و اونا شمع نمي دزدند. بعد سوار ماشينش شد و خواست بره. اما هرچي استارت زد ماشين روشن نشد!
--------------------------------------------------------------------------------
-يه روز يه سوسکه مست مي کنه، ميره کارخونه پيف پاف، ميگه: آي ي ي ي! نفس کش!
--------------------------------------------------------------------------------
22-يه اسکلته مي خواسته از بالاي يه ساختمون خودشو پرت کنه پايين، خودکشي کنه. ولي آخرش ميترسه، نمي کنه.مي دونيد چرا؟
.
.
.
چون جيگرشو نداشته!
--------------------------------------------------------------------------------
23-يه روز يه لاک پشته، خالي مي بنده، ميگه: دويدم و دويدم، سر کوهي رسيدم...
--------------------------------------------------------------------------------
24-يه روز يه اسکلته مست مي کنه، تو خيابون راه ميره و ميخونه: تپلويم، تپلو. صورتم مثل هلو.....
--------------------------------------------------------------------------------
25-يه روز فريدون و قلي باهم دعواشون ميشه، مي برندشون کلانتري. پليس از فريدون ميپرسه:اسمت چيه؟
فريدون جواب ميده:فري!
پليسه حسابي عصباني ميشه، بعد يه کتک مفصل دوباره با خشونت ازش ميپرسه: درست و حسابي ميگي اسمت چيه يا نه؟
فريدون بيچاره ميگه: فريدون!
پليسه از قلي ميپرسه: اسم تو چيه؟
قلي هم که از سرنوشت فريدون خيلي ترسيده بوده، جواب ميده: قليدون!
-------------------------------------------------------------------------------
26-يه عده سرباز ميخواستند زيردريايي دشمن رو غرق کنند، در ميزنند و فرار ميکنند!
--------------------------------------------------------------------------------
27-يه روز گرگه ميآد در خونه شنگول و منگول رو ميزنه و ميگه:منم منم مادرتون، غذا آوردم براتون!
بعد حبه انگور ميگه: خالي نبند، ما آيفون تصويري داريم!
--------------------------------------------------------------------------------
28-به يه ترياکيه ميگن با"چل و پنج" و "چل و شيش"و "چل و هفت" و "چل و هشت" جمله بساز؛ ميگه: چلا پنجه ميكشي؟ چلا شيشه ميشكني؟ چلا حف نميزني؟ چلا هشتي ناراحت؟
--------------------------------------------------------------------------------
29-يك روز خره به گورخره ميگه: بي معرفت از وقتي رفتي تو تيم يوونتوس ديگه منو تحويل نميگيري!
--------------------------------------------------------------------------------
151- به يك تركه ميگن: 2*2 چند ميشه؟ ميگه: 5 تا! ميگن: برو بابا، 4 تا ميشه! ميگه: آخه من از يه راه ديگه رفتم!
152- تركه فيلم جيمز باند ميبينه خيلي خوشش مياد. يكي ازش
ميپرسه اسمت چيه ميگه: فَر...گضن فر!
154- تو جزيره آدمخورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مردك هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نميگه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نميگه و پول و ميده و ساندويچش رو ميخوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو ميكوبه رو ميز داد ميزنه: اين چه مسخره بازيه دراوردي؟! ساندوچيه ميگه:آخه عزيز من،اين يكي مغز تركه، بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!
155- تركه زمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره!
156- يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه!
157- تركه پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره!
158- تركه ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه!
159- تركه ميخواسته بره هر چي راهزنه اطراف تبريزه دهنشون رو سرويس كنه. ملت هم ميان هر كي يه چيزي براش ميارن، يكي شمشير مياره يكي خنجر مياره و حسابي مسلحش ميكنن. خلاصه تركه راه ميفته و بعد از يك هفته خونين و مالين برميگرده. مردم دورش جمع ميشن، ميپرسند: چي شد؟ چي كار كردي؟ تركه پاميشه با حال زار ميگه: بابا يه دستم شمشير بود يه دستم خنجر، با دندونام ميجنگيدم؟!
160- تركه به دوستش ميگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشين ببين چراغ راهنما ماشين كار ميكنه يا نه. اصغر ميره عقب ماشين، ميگه: كار ميكنه، كار نَميكنه، كار ميكنه، كار نَميكنه...!
161- به تركه ميگن سه تا ميوه نام ببركه با سين شروع بشه ميگه: سيب، سير، سحر! ميگن: سحر كه ميوه نيست؟! ميگه: نميدوني چه هلوييه!
162- تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!
163- تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو ميبينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده! خودم ميرم!
164- آويني تو جنگ كشتهميشه، به تركه ميگن برو يه جوري به خانوادش خبربده. تركه ميره دم خونشون زنگ ميزنه، زن يارو ميگه: كيه؟ تركه ميگه: ببخشيد، منزل شهيد آويني؟!
165- تركه زنگ ميزنه خونه رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجي دارم؟ رفيقش ميگه: آره! ميگه: پس گحط كن دوباره ميگيرم!
166- يارو تركه عرق ميخوره ميبرنش كلانتري شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو ميده به يكي ديگه ميگه: برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر! يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه: برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري دهن يارو رو .... بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون، تركه ميگه: برادرا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين!
167- اواهه ميخوره زمين، ميگه: اِوا! تو هم جاذبه!
168- تركه با ماشين ميره تو دره، بهش ميگن: چي شد بابا؟ چرا افتادي تو دره؟ ميگه: والله ما داشتيم تو جاده با ماشين ميرفتيم، هي جاده پيچيد، من پيچيدم، دوباره جاده پيچيد، باز من پيچيدم، يهو جاده پيچيد، من نپيچيدم!
169- تركه و زنش دعواشون شده بوده، با هم حرف نميزدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه ميگذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ميبينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!
170- تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!
171- تركه ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا ميگيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم. تركه هم يه چاقو ور ميداره ميگذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه قايقتونو سوراخ ميكنم!
172- تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا ميكرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش!
174- تركه خودشو دار ميزنه، بعلت ضربه مغزي ميميره! ميان ميبينند با كِش خودشو دار زده!
175- يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده!
176- تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. تركه ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. تركه ميگه: آاااهان پس بگو، قنده؟!
177- تركه ميره امام رضا احساساتي ميشه ميگه: امام علي قربون لب تشنت برم پس كي ظهور ميكني؟!
178- يارو زبونش ميگرفته ميره داروخونه ميگه: آقا اشپيل داري؟ ميگه: اشپيل ديگه چيه؟ ميگه: بابا اشپيل ديگه. يارو ميگه: يعني چي؟ درست تلفظ كنين من بفهمم. يارو ميگه: بابا جان اشپيل، ديگه! يارو ميگه: آقا من كه نميفهمم شما چي ميگين، بگذارين به همكارم بگم شايد اون بفهمه. رفيق يارو هم زبونش ميگرفته، مياد. بهش ميگه: آقا اشپيل دارين، يارو هم ميره براش يه چيزي مياره بهش ميده و ميره، بعد همكاراي يارو ازش ميپرسن: اين چي ميخواست؟ ميگه: اشپيل! ميگن: بابااين اشپيل ديگه چه كوفتيه!؟ اصلاً برو يكم از اين اشپيل ور دار بيار ببينيم چيه. يارو ميره و بر ميگرده ميگه: اشپيل تموم شد!
179- عربه ميره مغازه با لهجه ميگه:آقا رُبععع دارين؟ يارو ميگه: داريم، ولي نه به اين غليظي!
180- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، ميگه: عزيزم من لهجه دارم؟ دختره ميگه: آره. تركه ميگه: پس من قحط ميكنم دوباره ميگيرم!
181- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده!
182- تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين، يارو بهش ميگه: ببخشيد، شما تركين؟ ميگه: از كجا فهميدين؟ ميگه: از لهجتون. تركه با خودش ميگه: من بايد اين لهجمو درست كنم. پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده، ميره همون جا ميگه: آقا نيم كيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا شما تركين؟ ميگه: اِاِا... از كجا فهميدي؟ مگه من هنوز لهجه دارم. يارو ميگه: نه، ولي آخه اينجا پنج ساله كه بانك شده!
183- شيرهايه ميخواسته تاكسي بگيره، به يك تاكسي ميگه: مُشتقيم! تاكسيه، پنج متر جلو تر نگه ميداره. يارو ميگه: اي بـابـا! من كه ميخواستم اونجا پياده شم!
184- تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟
185- به تركه ميگن: نظرتون راجع به سريال امام علي چيه؟ ميگه: خيلي عاليه، فقط اگه ميشه يخورده قطام شو بيشتر كنيد!
186- تركه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا ميخواسته واسه شاشيدن تو آب جريمش كنه. تركه داد و بيداد ميكنه كه: خوب بابا همه تو آب ميشاشند! يارو ميگه: آره، ولي نه از رو دايو!
187- تركه تو اتوبوس واستاده بوده، يهو ميبينه بند كفشش بازه. به كنار دستيش ميگه: آقا قربون دستت، يك دقيقه اين ميله رو نگردار من بند كفشم رو ببندم!
188- تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين چه تصاويره مستهجني بود كه تو ان سريال امام علي نشون داديد؟! يارو بهش ميگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون داديم. تركه ميگه: بابا تلوزيون من پرش داشت، همه جاشو ديديم!
189- تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين سريال امام علي كه همش بدآموزي داره! يارو ميگه:چرا آقا؟ براي چي؟ تركه ميگه: بابا الان دو هفتهست هروقت ميام پسرمو تنبيه كنم، ميدوه ميره تو كوچه لخت ميشه!
190- يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچهها در رين صاحابش اومد!
191- عربه هي ميگوزيده، بعدش يك ليوان آب ميخورده. ازش ميپرسن: چرا هي بعد از گوزيدن آب ميخوري؟ ميگه: ولك، اگه آب نخورم كه گرد و خاك ميشه!
192- تركه ميره راهپيمايي، ميبينه شلوغه برميگرده!
193- تركه 19 تا بچه داشته، بهش ميگن: چرا يك بچه ديگه نمياري، رُند شه؟! ميگه: فرزند كمتر، زندگي بهتر!
194- تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم!
195- دو تا تركه ميرن يك رستوران كلاس بالا، دو تا كوكا سفارش ميدند، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، شروع ميكنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ببخشيد،شما نميتونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. تركا يك نگاهي به هم ميكنند، ساندويچاشونو باهم عوض ميكنند!
196- تركه 10 تومن ميندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده، يك ماشين ميزنه بهش، درب و داغونش ميكنه. همون وقت يك باباي ديگهاي داشته يك پولي مينداخته تو همون صندوق، تركه با حال زار پاميشه، ميگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!
197- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي طرف گوشي رو برميداره، هول ميشه ميگه: ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقيقه!
198- تركه كفترشو گم ميكنه، تو روزنامه آگهي ميده: بيه بيه!
199- كرده تو كردستان پونزده نفرو ميكشه، تو دادگاه به حداكثر مجازات محكوم ميشه. ميگيرن شلوارشو درميارن، پاش استرچ ميكنند!
200- سياه پوسته ميگوزه، زنش تا يه هفته داشته از رو زمين دوده جمع ميكرده!
مي دونيد چرا نه نه حوا خوشبخت بوده؟ براي اين که شوهرش آدم بوده.
روزي نه نه حوا مي ره دم خونشون، در مي زنه، بعد حضرت آدم مي گه: کيه؟ نه نه حوا مي گه: خودت و لوس نکن، منم.
سعيد فلاح
يه روز به يک مرد مي گن: يک جمله بساز که توش آب باشه؟
مي گه: لوله آب.
يک روز، يک پرتغال خودشو مي زنه به ديوار، اون يکي پرتغال مي گه: چرا خود تو مي زني به ديوار؟
مي گه: چون مي خوام پرتغال خوني بشم.
يه روز، يه چس ويک گوز مي رن يه مردي رو بکشند، چس به گوز مي گه: تو صداش کن، من خفش مي کنم.
دزدي پول هاي مردي رو مي دزده و فرار مي كنه.
مرده دنبال دزده مي دوه و داد ميزنه: آي دزد.......
يهو دزده مي ايسته و پول ها را به سمت مرده پرت مي كنه و مي گه : بيا نديد بديد !!!
اولي: زودباش قطار ميره
دومي :کجا ميخواد بره بليط دست منه .
يه کوره مي ره آشپزخونه، دستش مي خوره به رنده، مي گه: اين چرت و پرت ها چيه اين جا نوشتن!
يه سوسکه مي ره جلوي آينه، ميگه: واي سوسک!!
يه آبشار رژيم مي گيره، تف مي شه.
يه اصفهوني موز ميخوره، معدش تعجب ميکنه.
يه اخي ميره پنجاه تومن ميندازه صندوق صدقات، ميبينه قوچعلي داره از اون ور خيابون بهش مي خنده، فکر ميکنه کم انداخته، يه دويست تومني ميندازه، مي بينه قوچعلي باز داره مي خنده، فکر مي کنه ضايس، يه پونصد تومني در مياره، مي بينه باز مي خنده، خلاصه يه هزاري در مياره ميندازه تو صندوق، مي بينه قوچعلي دلشو گرفته قاه قاه مي خنده. ميره اون ور خيابون به قوچعلي ميگه: آخه آمو براي چي مي خندي؟ کار من کجاش خنده داره؟
قوچعلي ميگه: ه ه ه ...اين خو گوشي نداره.
يکي تو مسابقه ?? سوالي شرکت مي کنه، از قبل با پارتي جوابو که ?چرخه بوده بهش ميگن و ازش ميخوان براي اينکه کسي نفهمه چندتا سوال الکي بپرسه. طرف ميگه:
-هويجه؟؟؟ ميگن نه . ميگه پس دوچرخست........
يه روز يزديا ميان تهرون ، به تهرونيا مي گن: شما چرا از ما يزديا جك نمي سازين و فقط جك هاتون از غضنفر و قوچعلي يه؟
تهرونيا مي گن : شما هم بايد يه سوتي بدين ، بعدا برا شما هم جك مي سازيم.
خلاصه بعد از مدتي يزديا ميان تهرون مي گن: آقا بيايين يزد ، ما وسط كوير سد زديم. تهرونيا ميرن يزد كه سد رو ببينن و از يزديا جك بسازن. ميرن وسط كوير ، مي بينن بله، يه سد وسط كويره ، يهو نگاه مي كنن ، مي بينن بالاي سد غضنفر و قوچعلي نشستن دارن ماهي مي گيرن!!
يه روز يه زنه پا شو ميذاره روي سو سک .
بعد سو سکه بلند مي شه و مي گه پهلو انان
نمي ميرند
روزي گوسفندي نخ ميخوره، تسبيح پس مي ده.
يه روزي غضنفر با پسرش گر گم به هوا بازي ميکنه جو زده ميشه بچشو ميخوره
يک روز غضنفر دماغشو بالا مي کشه چشاش سبز مي شه
يه روز از ??? ميان يه مرده رو بگيرن مرده مي زنه مامور ??? رو ميکشه بعد از اون ميگفتند پليس ??? ها ها ها ها
يه آبادانيه وسط خيابون ايستاده بوده يه هو مي بينه سيل داره همه جا رو مي گيره . عينک ريبونشو در مي آره مي زاره رو دمپايي ابريش هل مي ده رو آب مي گه تو خودته نجات بده مو يه خاکي تو سروم مي کونوم
به قوچعلي ميگن شما ها بينتون آدم مشهور هم هست ؟
قوچعلي ميگه : ها بو نه پس سوفيا ...؟ ... هاردي اينا کين ؟
گرگه ميره دم در خونه شنگول و منگول ميگه منم منم مادرتون زود باشين در رو باز كنين. شنگول ميگه غلط كردي ما آيفون تصويري داريم
يه روز يه مرده مي ره نونوايي ديد صف مردونه شلوغه رفت توصف زنونه ايستاد و گفت : " آقا مادرم گفت يه نون بدين"
يه روز يه مرده تو خيابون مي گوزه براي انکه
ضايع نشه مي گه :
گوزي ..گوز..........
گوزي ..گوز.......
به يارو مي گن با مردان آنجلس جمله بساز ميگه دسشويي مردا نه آنجلس..........
يارو داشته پسرشو در مورد ازدواج نصيحت مي كرده، مي گه: پسرم خواستي زن بگيري، برو از فاميل زن بگير.. ببين تو همين دور وبر خودمون، داييت رفته زن داييت رو گرفته... عموت رفته زن عموت رو گرفته... حتي خود من، اومدم مادرت رو گرفتم!
عربه داشته زن مي گرفته، ازش مي پرسن: جشن عروسيت رو كجا مي گيري؟ مي گه: تو يك مدرسه! مي گن: آخه چرا مدرسه؟! عربه مي گه: ولك آخه خـَيـلي كلاس داره!
ميزبان از يكي از مهمانها خواست آواز بخونه. مهمون گفت: آخه ديروقته، همسايهها ناراحت ميشن. ميزبان گفت: اصلاً مهم نيست. سگ اونا هر شب تا صبح پارس ميكنه
چهارتا آباداني مي خواستند از مرز خارج بشن, تصميم مي گيرند پوست گوسفند بپوشند و قاطي گوسفندها با گله حركت كنند. درست در لحظه اي كه مي خواستند از مرز خارج بشن, نيروهاي انتظامي فرياد مي زنند: آهاي اون چهارتا آباداني بيان بيرون از گله. آنها با تعجب خارج ميشن و ميپرسند شما از كجا فهميدين كه ما آباداني هستيم؟ مامورا ميگن: از اونجايي كه گوسفندها عينك ري بن نميزنند.
غضنفر و زنش دعواشون شده بوده، با هم حرف نميزدند. زن غضنفر وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي غضنفرميگذاره كه: منو فردا ساعت ? بيدار كن. صبح زنه ساعت ?? از خواب پا ميشه، ميبينه غضنفر براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!
يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه
يک روز پلنگ صورتي ميره سر خاکه باباش ميگه:بابام,بابام,بابام بابام,بابام
يه روز به يک خرگوشه مي کن چرا هويج مي خوري مي گه هوي جوري
روزي به مرده مي گو يند چه پفکي رو دوست داري ميگه
سي توز
مردي بود که زماني که هوا رعدو برق ميزد سرش و ميکرد بالا مي خنديد
بهش گفتن چرا اين جوري ميکني
گفت:مگه نمي بيني دارن عکس ميندازن
روزي خري به خري مي رسد و مي گويد تو چرا خري
مي گويد چون جد در جد من خر بوده
يارو مي ره تو يك قهوهخونه، به قهوهچي مي گه: داش حال مي كني يك جك عربي بگم؟! قهوهچيه مي گه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز مي خواي جك عربي تعريف كني؟! يارو مي گه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم چي شد!
يه روز سه تا جوجه خروس رو از مدرسه اخراج مي کنند . باباي جوجه خروسا به اولي مي گه چرا اخراجت کردند؟ مي گه يکم از پرام ريخته بود فکر کردند لختم اجراجم کردند . باباي جوجه خروسا به دومي مي گه تو رو چرا اخراج کردند؟ ميگه اخه کاکولم وفتاده بود جلوي صورتم فکر کردند راپيستام اجراجم کردند . باباي جوجه خروسا به سومي مي گه چرا اخراجت کردند ؟ ميگه اخه عکس جوجه مرغ تو کيفم بود
به يکي ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس انداختيم.
يه يارو كرد بوده خودشو از پشت بوم ميندازه پايين ولي نمي ميره
يارو مي خواسته خرگوش بگيره مي ره پشت درخت صدا هويج در مياره
معلم : با آجر جمله بساز دانش آموز خانوم با آجر جمله نمي سازند خانه مي سازند
به صدام ميگن شما چه طوري در اين گير و دار فرار کرديد ؟ صدام ميگه موتور سيکلتم تلاشه
به يکي ميگن با لجن جمله بساز ميگه همه تو ايران با من لجن
به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، مي گه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي
آبادانيه مي خواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت مي شه شلوارش رو پشت و رو مي پوشه و با عجله مي دوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد مي زنه درازش ميك نه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، مي گه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش مي كنه، چشمش مي افته به شلوارش، مي گه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پي چوندي!
جمله اي از يک فيلسوف ترک: دايره زندگي مثل مسطتيل سه ضلع دارد: محبت و عشق
ترکه ميميره شب اول قبر 62 تا فرشته ميان بالا سرش 2 تاشون سوال ميکنن 60 تا هم سعي ميکنن بهش معني سوالا رو بفهمونن
*آفتاب پرسته ميره رو جعبه مداد رنگي، هنگ ميكنه
*دستانت را دور کمرم بگذار و لبانت را روي لبهام و از شيريني وجودم بنوش
.... از طرف نوشابه
*هميشه بايد عکس دوست دخترت را توي کيف پولت بگذاري. تا هر وقت دچار مشکلي بزرگ شدي , بهش نگاه کن. آنوقت احساس مي کني که که هيچ کدام از مشکلاتت به اندازه اين يک دونه وحشتناک نيست
*گنجشكه از خيابون مي پريده كه يه دفعه محكم مي خوره به يه موتوريه
موتوريه هم برش مي داره مي بره خونه مي ندازه تو قفس تا به هوش بياد . وقتي گنجيشكه به هوش مي ياد يه دفعه جيغ مي زنه و مي گه : واي موتوريه مرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
*يه گوسفنده اكس مي زنه مي ره بيرون و داد مي زنه تاكسي در بست كشتارگاه
*آسمان را مي نگرم تو را ميبينم خورشيد را مي نگرم تو را ميبينم ماه را مي نگرم تو را ميبينم خوب مسخره از جلوم برو كنار ديگه
*از ترکه مي پرسن عاشورا چه روزيه؟ ميگه روز جهاني خورشت قيمه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
*زندگي به من آموخت كه چگونه گريه كنم ام گريه به من نياموخت كه چگونه زندگي كنم.....تو نيز به آموختي چگونه دوست بدارم اما به من نيا موخت كه چگونه تو رو فراموش كنم
*به تركه ميگن: با «سينا» جمله بساز. ميگه: با عباساينا رفتيم بيرون
عشق يعني فوتبال...
اگه يه نفر وارد عشق دو نفر بشه، آفسايد ميشه.
اگه يه نفر به ديگري توهين كنه، خطا ميشه، كارت زرد ميگيره!
اگه يه نفر به ديگري خيانت كنه، كارت قرمز ميگيره، بايد از بازي بره بيرون!!!
دو نيمه هم داره: يك نيمه پسره، يك نيمه دختره.
جلسه خواستگاري
مادر داماد : ببخشين ، كبريت دارين؟
خانواده عروس : كبريت ؟! كبريت براي چي!؟
...مادر داماد : والا پسرم مي خواست سيگار بكشه
خانواده عروس : پس داماد سيگاريه....!؟
..مادر داماد : سيگاري كه نه.. والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سيگار مي چسبه
خانواده عروس : پس الكلي هم هست..!؟
مادر داماد : الكلي كه نه... والا قمار بازي كرده و باخته ! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره
خانواده عروس : پس قمارم بازي مي كنه...!؟
...مادر داماد : آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن
خانواده عروس : پس زندانم بوده...!؟
...مادر داماد : زندان كه نه... والا معتاد بوده ، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن
خانواده عروس : پس معتادم بوده...!؟
...مادر داماد : آره... معتاد بود ، بعد زنش لوش داد
خانواده ءعروس : زنش !!!؟؟؟
نتيجه اخلاقي : هميشه موقع خواستگاري رفتن كبريت همراهتون داشته باشين
مصارف مهم اس ام اس در ايران
1. پيغام هاي اورژانسي: "sare rat ke miai 2ta barbari bekhar" !
2. اطلاعات رساني (سر جلسه امتحان): " جيم درسته الاغ! "
3. پيغامهاي عاشقانه: " عزيزم، قبل از خواب به ياد من مسواك بزن! "!
4. جلوگيري از خشونت: " بدهكار محترم! اگه اينجا بودي خرخرهت رو ميجويدم "!
5. فرستادن جوک: " يه روز يه يارو ميره سربازي، دور كلاش قرمزي "!
چمن زير پاتيم، خر نشي مارو بخوري؟!
ارتباط ريش و تيغ قبل از انقلاب و بد از انقلاب :
قبل از انقلاب با تيغ ريش ميزدن .. بد از انقلاب با ريش تيغ ميزنن!!
دايناسور به دوست دخترش ميگه بيا بريم سينما دوست دختره ميگه نميام ميگه بريم رستوران ميگه نه ميگه بريم خونه ي من ميگه نه بهش ميگه همين کارها رو کردي که نسلمون مونقرض شد!
خيلي دوستت دارم...يه روز ميام دنبالت...باهم ميريم يه جاي دور که دست هيشکي بهت نرسه.......قربانت عزراييل!
بيسته 20!
تو خود نمره ي بيستي... تو خوده نمره بيستي ...
زوق نکن هيچ گهي نيستي !
666. 3 تا 6 داره... بچه که از خواب پا ميشه جيش داره ...حاجي که از مکه مياد ريش داره... SMS هم آخره ماه فيش داره!!
هر جا كه ديدي يا حسين ميگن بدون كه شام ميدن اما اگر ديدي يا علي ميگن بدون كه ميخوان ماشين هل بدن!
اگر خواستار مهاجرت به کانادا هستيد تا 30 سپتامبر با ما تماس بگيريد.....دسته ي غاز هاي وحشي مهاجر
شعارهاي جديد انرژي هسته اي
انرژي هسته اي آزاد بايد گردد!
آمريکا در چه فکريه... ايران پر از هستهايه
واي اگر انرژي هسته اي حق مسلم ماست تا خون در رگ ماست... انرژي هسته اي حق مسلم ماست!
عقاب آسيا کيه ؟ ... انرژي هسته ايه
ما انرژي هسته اي ميخوايم ، يالا يالا ، حالا واي واي ، واي واي واي واي